پايداري کالبد شهر اصفهان
نويسنده: دکتر شهره خدابخشي(2)
مقدمه
بر فراز شهرهاي کره زمين، مه دودي غليظ در هوا شناور است. در پس ظاهر
فريبنده شهرها، چهره کريه نابساماني هاي اجتماعي، فرسودگي کالبدي، معضلات
اقتصادي و اغتشاش هاي سياسي و مديريت شهري، در کار فرسودن زيست محيط کره
خاک است. دماي هواي کره زمين، گرمتر و گرمتر مي شود و طبيعت، هر روز بيشتر
از روز پيش فرسوده مي شود و... .
برخي از نظريه پردازان و فيلسوفان معاصر،ازپديده ي شومي ياد مي کنند که مي
توان ازآن به خود ويرانگري تکنولوژي تعبير کرد: تکنولوژي و صنعت،
دستاوردهاي مهم انسان شهرنشين اند،اما گاهي خود، خود را به ويراني مي
کشانند. اين البته به هيچ وجه به معناي نفي دستاوردهاي تکنولوژيک و صنعتي
نيست. درواقع،نفي اين همه،درست همان اشتباهي است که ازمقهورشدن دربرابر
تکنولوژي و صنعت رخ مي دهد.همه اينها،ازپيشرفت هاي تک بُعدي تمدن بشري ناشي
مي شود: هنگامي که ازياد ببريم «زيست محيط»، مفهومي چندين بُعدي است و فدا
شدنِ برخي از ابعاد زيست محيطي به بهاي پيشرفت برخي ديگرازابعاد،سرانجام
خود پيشرفت را يک سره فدا خواهد کرد،ناپايداري زيست محيطي رخ مي نمايد.
فقر،ايدز،قحطي،خشکسالي و همه پديده هاي شومي که زيست محيط کره زمين را
تهديد مي کنند،تنها نمونه هايي از صورت هاي بيشمارپديده ناپايداري زيست
محيطي محسوب مي شوند.
پديده ناپايداري،به اين ترتيب، تنها به برخي ازجنبه هاي محدود زندگي بشر
محدود نمي شود.ناپايداري،همچون رشد سلول هاي سرطاني،پيش مي رود تا آن هنگام
که همه قسمت هاي مجموعه(سيستم)را (از طبيعت تا شهر) دربرگيرد و منهدم کند.
معماري،شهرو توسعه شهري نيز ازجمله سيستم هايي به شمارمي آيد که از آفت
ناپايداري به دورنيست،و از آنجايي که توسعه شهري و شهر،خود برخي از مهمترين
ابعاد زندگي بشري را شامل مي شود،پايداري/ناپايداري شهري نيز از پيچيده
ترين و مهمترين حيطه هاي مقوله عام پايداري/ناپايداري زيست محيطي است.
کوشش اين تحقيق، شناخت پديده پايداري/ ناپايداري شهري،مطالعه موردي آن در
شهراصفهان و بالأخره تجربه است در تدوين راهکارهايي براي دستيابي به درجاتي
از پايداري شهري.
نظريه هاي متعددي که تاکنون پيرامون «شهر» ارائه شده است-و دراين تحقيق
دونمونه ازمهمترين آنها («سيماي شهر» کوين لينچ و «باغ شهر» هاوارد) بررسي
خواهد شد که درواقع تلاش هايي است از منظرهاي گوناگون براي دستيابي به شکلي
از اشکال متنوع شهر پايدار.ساختار منسجم شهري، سيمايي(3) و خوانايي شکل
شهر، بخشي ازپايداري کالبدي شهراست بر مبناي مطالعات نظري فوق-که وجوه
انتزاعي موضوع را مدنظر دارد- به مطالعه موردي شهر اصفهان مي پردازيم و
موردمطالعه را، بخصوص از منظر نظريه پايداري شهري بررسي مي کنيم.
اما ذکر يک نکته ضروري است:
چنانکه اشاره شد و پس از اين نيز خواهيم ديد، پديده اي پايداري شهر، پديده
اي پيچيده است که تمام ابعاد زندگي بشري و مشخصاً زندگي شهري را در برمي
گيرد. پرداختن به يکي يا تعدادي محدود از اين ابعاد، بي توجه به ابعاد
ديگر، بي ترديد به پايداري شهري،به مفهوم دقيق کلمه، راه نمي برد. اما در
اين تحقيق، به عنوان يک مطالعه نظري، ناگزيريم موضوع مطالعه را محدود
کنيم.البته اين نکته ترجيع بند مکرر اين تحقيق خواهد بود که پايداري
کالبدي،وجه توأمانِ پايداريِ وجوه ديگر(وجوه اقتصادي، سياسي، اجتماعي،
فرهنگي، محيط زيستي و...) است.
هدف ازانتخاب اصفهان
-شهراصفهان،درنوع خود از نمونه هاي منحصربه فرد يک شهر به شمار مي آيد.
- اصول و مباني نظري نظريه هاي شهرسازي موردنظر («سيماي شهر» و «باغ شهر»)، دراصفهان قابل مطالعه و تشخيص است.
- شهر اصفهان،به دليل خصوصيات کالبدي بنيادين و ماندگارخود،که از400سال پيش
تاکنون به يادگار مانده است،پتانسيل آن را دارد که اگر همه اسباب پايداري
شهري فراهم آيد، به درجاتي از پايداري دست يابد. تدوين راهکارهاي
کالبدي،ازجمله رويکردهاي گسترده و چند رشته اي براي پايداري شهري اصفهان به
شمار مي آيد.

نظريه ي «سيماي شهر»(4)
«کوين لينچ»،«سيماي شهر» را در پنج عامل دسته بندي مي کند:
«راه» (Path)، «لبه» (Edge)، «گره« (Node)، «نشانه» (Landmark) و «محله» (District).
- «راه» (Path): (5) «عاملي است که معمولاً با استفاده از آن، حرکت بالفعل
يا بالقوه ميسرمي گردد.» آنچه يک «راه» را شکل مي دهد. استقرار عوامل محيطي
گوناگون و مرتبط باهم، در امتداد مسيري است که استمرار دارد؛ از نقطه اي
آغاز مي شود و درنقطه اي پايان مي يابد.(تصوير1)
- «لبه» (Edge): «عاملي خطي ست که به ديده ناظر با راه تفاوت دارد.»(تصوير2)
«لبه»عاملي است که شهر را سامان مي دهد: خطي است که حدود را تعيين مي کند.
تشخيص لبه ها، تشخيص حيطه هاي گوناگون شهر را آسان مي کند و به نوبه خود به
خوانايي سيماي شهر مي انجامد.
- «گره» (Node): «نقاط حساس» شهر «که ناظر مي تواند به درون آنها وارد شود و
کانون هايي که مبدأ و مقصد حرکت او را به وجود مي آورند.»
تقاطع راه ها و تمرکز برخي خصوصيات عملکردي يا کالبدي در اطراف يک فضاي
شهري،انواع گره ها را شکل مي دهد.گره، گاهي يک تقاطع ساده است و گاهي يک
مرکز شهر.(تصوير3)
- «نشانه» (Land mark): اجزايي از سيماي شهر است که «برون آنها به ديده ناظر مي آيد و مقياس آنها ممکن است بسيار متفاوت باشد.»
کوين لينچ، 3عامل را براي «نشانه» شدنِ يک جزء شهري قائل مي شود:
1- «فرمي واضح داشته باشد.»
2- «با زمينه خود متضاد باشد.»
3- «محل آنها براطراف خود غالب و متضاد باشد.»(تصوير4)
در اين ميان،عوامل غيرفيزيکي چندي، مثل صدا و بو،نيز مي توانند بر خواص
«نشانه اي» يک جزء شهري بيفزايند. نشانه ها، در مقياس هاي متفاوت، جهت ها و
موقعيت ناظر را درشهرخوانا مي کنند، علاوه بر آنکه در ايجاد حس تعلّق،
هويت و خاطره انگيزيِ فضاهاي شهري نيز مؤثرند.
- «محله» (District): «بخش هايي از شهر» که دست کم ميان اندازه يا بزرگ
باشند.«محله ها بايد واجد دو بُعد [سه بعد] باشند تا ناظراحساس کند وارد آن
شده است.»
نظريه «باغ شهر»
هاوارد دراواخر قرن19ميلادي،«هر شهر را به مغناطيسي تشبيه مي کند و هر فرد
را به سنجاقي که به آن جذب شده باشد و معتقد است با ايجاد مغناطيسي که واجد
قوه جاذبه اي بيش ازقوه جاذبه ي مغناطيسي شهر باشد،مي توان به جاي شهرهاي
پُرجمعيت و شلوغ زندگي مرفه مردم را در جوامعي که ازنظراندازه بسيار کوچکتر
از شهرهاي غول پيکرند [شهر/ روستا] تأمين کرد.»(6)
بر اين اساس، هاوارد سه «مغناطيس» را برمي شمارد و براي هر مغناطيس، دو قطب مثبت و منفي قائل مي شود:

الف) مغناطيس شهر (Town)
الف-1) قطب مثبت
1- مزد بيش تر،2-امکانات فراوان تر براي کار،3-اميد به ترقي بيشتر
الف-2) قطب منفي
1- قيمت هاي گران،2-اجاره هاي سنگين، 3- ساعات طولاني کار،4- دوري محل کار از محل سکونت، 5-تفوق و سردي اجتماعي
ب) مغناطيس روستا (Country)
ب-1)قطب مثبت
1- مناظر طبيعي، 2- لطافت هوا، 3- آفتاب دلپذير، 4- آرامش خاطر
ب-2) قطب منفي
1- محدوديت روستا، 2- نبود تنوع شهري، 3-مزد پايين
پ) مغناطيس شهر/ روستا (Town-Country)
هاوارد نتيجه مي گيرد که «نه مغناطيس شهر و نه مغناطيس روستا» قادر نيستند
به تنهايي جوابگوي احتياجات جوامع انساني باشند. بايد روابط اجتماعيِ موجود
شهر با زيبايي طبيعي موجود در روستا به هم بياميزد تا ضامن زندگي مرفه
انسان شود.»(7)
هاوارد، براين اساس، الگويي شعاعي را براي باغ شهر موردنظر خود ارائه
داد(تصوير6).اين الگو،شهري را ترسيم مي کند که از پنج لايه (ring) تشکيل
شده است که توسط شش خيابان اصلي، به صورت شعاعي، به شش قسمت تقسيم مي شود.
پنج لايه شهر هاوارد،به شرح زير است:
لايه اول: پارک يا باغ مرکزي. بناهاي عمومي شهر (تالارشهر،تئاتر شهر، بيمارستان، موزه و...) نيز در اين لايه قرار مي گيرد.
لايه دوم (Crystal Palace): فضايي براي حرکت پياده که با سقفي شيشه اي پوشيده شده است.
لايه سوم:لايه اي به پهناي 500 متر، شامل بافت مسکوني و فضاهاي آموزشي و
مذهبي.علاوه بر محورهاي شعاعي، يک بلوار عريض (Grand Avenue)، اين لايه را
به قسمت هاي مجزا تقسيم مي کند.
لايه ي چهارم:لايه اي کم عرض که به کارخانجات،انبارها و تأسيسات صنعتي اختصاص دارد.
لايه ي پنجم:لايه اي عريض که از زمين هاي کشاورزي،باغ ها و انواع ديگر
فضاهاي سبز تشکيل شده است.اين لايه سبز، حدّ شهر را تعيين و از گسترش بيش
از حدِ آن جلوگيري مي کند.
اين از آن روست که هاوارد به گسترش محدود شهر معتقد بود و انتظار داشت که
جمعيت باغ شهرهاي نوبنياد او،حداکثر به حدود 32000 نفر برسد. از اين تعداد،
30000 نفر در خود شهر و 2000 نفر ديگر در روستاهاي پيرامون ساکن خواهند
شد. مساحت شهر پيشنهادي هاوارد، حدود 2400هکتار است که فقط يک ششم آن
مسکوني خواهد بود.(11)
چند نکته پيرامون نظريه «باغ شهر» هاوارد
«باغ شهر» هاوارد،به مثابه يک ايده کلّي، ازقوّت و اهميت خاص خود برخوردار است.اما:
الف) هرچند نگرش هاوارد به عنوان يک نظريه پرداز،بخصوص نسبت به برخي از
نظريه پردازان هم عصرخود،ازنسبي نگري قابل ستايشي برخوردار است، او در برخي
موارد، به گونه اي مطلق گرايي ميل مي کند. ازآن جمله است هنگامي که او
ايده «باغ شهر» را صرفاً به شهرهاي نوبنياد محدود مي کند.به عبارت
ديگر،گويي، هاوارد شهرهاي بزرگ را که با بحران هاي عصر مدرن دست و پنجه نرم
مي کنند،به حال خود وا مي گذارد،ازاين شهرها بيرون مي رود و بر آن است تا
در دامان طبيعت، شهرهاي نوبنيادي بسازد که حد و حدود و جمعيت معين و محدودي
دارند.تصوير او از اين شهرهاي نوبنياد، تصويري آرماني است که عملاً بسياري
از واقعيات زندگي شهري را ناديده مي گيرد.
ب) در همين رهگذر،ارائه الگوي ساختاري شهر پيشنهادي هاوارد نيز رويکردي
آرماني محسوب مي شود. الگوي او گويي زمينه طبيعي و توپوگرافيک شهرو نيز
اقليم را ناديده مي گيرد. آيا باغ شهرها صرفاً به جزيره انگلستان يا قاره
اروپا محدود مي شود؟
پ) علاوه برآنکه الگوهاي پيشنهادي هاوارد، مثل همه آرمان شهرهاي ديگر،
دقيقاً و کاملاً صورت واقعيت نگرفت، به نظر مي رسد آنچه به عنوان «باغ شهر»
نيز تاکنون احداث شده است، بيش از آنکه بتواند آرزوهاي هاوارد را برآورده
کند، عمدتاً به تجزيه طبيعت پيرامون شهرها منجر شده است.اين همه، هنگامي که
از منظر نظريه «توسعه ي پايدارشهر» به نظريه هاوارد و دستاوردهاي آن مي
نگريم، در کنار محاسن آن،اين نظريه را ازلحاظ شهرسازي به سوي ناپايداري سوق
مي دهد.
آنچه مهم است، يافتن نکات مثبت نظريه باغ شهرو تکامل آن در قالب رويکردهاي پيشرفته تر و کامل تر است.
تمايز«باغ شهر» هاوارد با «شهر باغ ها»
«باغ شهر»هاي هاوارد، شباهت هاي صوري بسياربا شهري مانند اصفهانِ صفويه
دارد.ازديدگاه سياحان خارجي، توصيف اصفهانِ دوره صفوي بيانگر اين ادعاست:
«نخستين مزارعي از گل هاي سفيد دردشت به چشم مي خورد که بعد از يکنواختيِ
بيابان خاکي رنگ به درخشندگي برف جلوه مي کند.سپس آميزه اي پُرقدرت از
درختان سپيدار و بيد و نارون و چنار و ازميان آنها گنبدهاي آبي و تمامي
مناره هاي آبي رنگ اصفهان!... اينجا، هم جنگل است و هم شهر.»(12)(تصوير7)
شايد کلمه «باغ»، درنظر «پيرلوتي»،حق مطلب را براي آن همه سرسبزي ادا نمي کرده که ازواژه ي «جنگل» استفاده کرده است.
«پيرلوتي» (Pierre Loti) تنها سياحتي نيست که اولين مواجهه خود را با شهر اصفهان،چنين توصيف مي کند:
«امپرسيوني که اين شهر درخاطره ي ناظران برجا مي گذاشته،پيش و بيش از
هرچيزگسترده بي پايان باغ هايي بوده است که ازميان آنها مناره ها و گنبدهاي
فيروزه و خاکي سرزده اند.»
«آندره دوليه دلاند»درکتاب «زيبايي هاي ايران»:
«تعداد زيادي باغ هاي موجود در شهر و اطراف آن انسان را به شبهه مي اندازد
که جنگلي است آميخته با چند خانه و مسجد، که گنبدها و ناقوس ها [مناره ها]ي
آن تأثيري خوش برجا مي گذارند.»(13)(تصوير8)
«ژان شاردن»:
«شهر را از هرسو که نگاه کنيد، همچون جنگلي است که در آن تعدادي گنبد با برج ها [مناره ها]ي کوچک و بسيار بلند به چشم مي خورند.(14)
«ژان باتيسيت تاورنيه»:
«از هرسمت که وارد اصفهان شويم، نخست برج هاي مساجد و سپس درختان پيرامون
خانه را مي بينيم، به گونه اي که اصفهان از دور بيشتر به جنگلي شبيه است تا
به شهري.»(15) و...
«هانري استيرلن» (Henri Stierlin)، مؤلف کتاب «اصفهان، تصوير بهشت»، نيز مي
نويسد: «سخن کوتاه، اصفهان يک باغ شهر است.اما چنين معجزه اي در دل بيابان
ها، که به شهرحکم واحه اي را داده است، جز به کمک آبياري فشرده و عمقي
ازطريق آب زاينده رود ميسر نيست.»
اما يادآوري يک نکته ضروري است: اصفهان شهرباغ هاست اما «باغ شهر» (به مفهومي که «هاوارد» از آن مراد مي کند) نيست.
اصفهان کنوني، نسبت به اصفهان صفوي، شباهت هاي بيشتري با انگلستانِ اواخر
قرن19ميلادي دارد؛ هرچند هنوز نمي توانيم ايران را کشوري صنعتي قلمداد
کنيم، اما به هررو،جامعه امروز ما با بحران هايي تا حدّي مشابه بحران هاي
اواخر قرن نوزدهم درانگلستان و اروپاي صنعتي روبروست.ازآنجا که شهر اصفهان
هنوز هم براي درآميختن و ترکيب دوباره با طبيعت، پتانسيل زيادي دارد.

اصفهان
تاريخ اصفهان و تحوّلات ساختاري شهر اصفهان درطول تاريخ، تاکنون بسيار مورد
بررسي قرارگرفته است. در اين بخش، باتوجه به موضوع مقاله، تحوّلات سيماي
شهر و عناصرتشکيل دهنده آن (نشانه، راه، لبه، گره، محله)را در طول تاريخ،
عمدتاً به وسيله ترسيم ها و تصاوير، بررسي خواهيم کرد. به اين منظور، تاريخ
اصفهان را به نقاط عطف تاريخي آن تقليل مي دهيم: دوران صفويه؛دوران پهلوي
اول؛ دوران پهلوي دوم؛ دوران کنوني. در دوران قاجار که طولاني ترين دوره
بين صفويه تا پهلوي است و از قدرت و تمام خواهي خاصي برخورداربود،کمتر به
شهرسازي پرداخته شد. توجه دراين دوره بيشتر به تک بناها بود.ازاين رو در
اين تحقيق به آن پرداخته نشد.
بررسي تحولات سيماي شهر اصفهان
ازدوران صفويه آغاز مي کنيم که:
1-ساختاراصلي و بنيادي شهر اصفهان بنيان نهاده شد و هنوز هم اين ساختار
قابليت هاي خود را دارد. ساختار شهري اي که صفويه طرح انداخت، به مثابه
رشته پيوندي است که نقاط عطف تاريخ را به هم مي پيوندد.سازماني است که بار
تاريخ اصفهان را بر دوش مي کشد.
2- علاوه براينکه شايد بتوان دوران صفويه را نخستين دوره اي در تاريخ
اصفهان دانست که شهر و سيماي شهر- به مفهومي که کوين لينچ ازآن ياد مي کند-
شکل گرفت.
البته بررسي تحولات سيماي شهر، فارغ از دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي و
فرهنگي، و در يک کلام فارغ از تحولات تاريخي، کاري کامل نخواهد بود. پس در
هر دوره، نخست شمايي از تحولات تاريخي ارائه مي شود و سپس به خصوصيات سيماي
شهري آن دوره خواهيم پرداخت.
سيماي شهر اصفهان
دراين قسمت، تحولات سيماي شهر اصفهان درطول تاريخ؛ با مطالعه عناصر پنج
گانه سيماي شهر کوين لينچ، بررسي مي شود. ذکراين نکته ضروري است که عناصر
پنج گانه سيماي شهر، در مقياس هاي مختلف شهر،ناحيه و محله، متفاوت اند.
آنچه در اين بررسي موردنظر است، در مقياس شهري است.

دوران صفويه
قريب به پانصد سال پس ازحکومت سلجوقيان، شهر اصفهان که عرصه جنگ هاي بي
شمار و تاخت و تازاقوام بيابان گردي چون مغول ها بود،بارديگرسايه حکومتي
مقتدر را،حکومتي که از تبريز به قزوين و بالأخره به اصفهان رسيد، بر گستره
خود احساس کرد. حکومت صفويه، که به اعتقاد بسياري صاحب نظران، نخستين حکومت
ملّي در ايران است، به وسيله انتخاب يک زبان و مذهب واحد، در سايه تماميت
خواهيِ شيعي خود، توانست گستره امپراتوري ايران را انسجام بخشد و مفهوم
نوين «دولت» را پي ريزي کند.
ساختار شهر صفوي- (نقشه هاي2 تا 7) و در نقطه ي ثقل آن، مجموعه ي نقش جهان-
به خصوص در مقايسه با شهر اصفهان قديم، تجلي بارز سازمان سياسي، اقتصادي،
اجتماعي و فرهنگي دوران صفويه است. دوراني که يکي از درخشان ترين دوران
تاريخ ايران و اصفهان را، بخصوص ازلحاظ شکوفايي اقتصادي و هنر اين مرز و
بوم،رقم زده است.



دوران پهلوي اول
با برافتادن سلسله صفويه، ايران بار ديگر صحنه تاخت و تازها و جنگ ها شد.
هرچند صباحي،کساني مسند قدرت را در دست گرفتند،مدتي حکومت کردند و رفتند.
اما هيچ کدام نتوانست ايران را به امپراتوري منسجمي،چنانکه در عهد صفوي
بود، حتي نزديک کنند.
چنين بود تاحدود 300سال پس از صفويه، که انقلاب مشروطه، متأثر از تحولات
جهان مدرن،شکل فرسوده حکومت قاجاري را مشروط به قوانين کرد و نهادهاي بي
سابقه اي مثل مجلس شورا شکل گرفتند. اين، زمينه اي بود تا حکومت مقتدر
ديگري، در شکلي مدرن و فراگير، بار ديگر شکل گيرد. فرمان مشروطه
درسال1285خورشيدي امضاء شد و سرانجام درسال1299خورشيدي، سلسله قاجار، رسماً
منحل گرديد.
رضاشاه پهلوي، سلسله ي پهلوي را درسال هاي اوليه اين قرن خورشيدي بنيان
نهاد. در اين دوران، هرچند بسياري از دستاوردهاي مشروطه برباد شد،نهادهاي
مدرن(مثل دانشگاه، ادارات، مدارس جديد و...) شکل گرفت و ايران، وارد مرحله
جديدي شد. ورود ماشين به زندگي شهري، يکباره چهره شهرهاي بزرگ را عوض کرد.
اصفهان در اين دوره، پايتخت نبود، اما به عنوان يکي از مهمترين شهرهاي
ايران، از تحولات زمانه متأثر بود.(نقشه هاي8 تا 13)

دوران پهلوي دوم
مديريت شهري،چه دردوران پهلوي اول و چه در دوران پهلوي دوم(بخصوص در دهه
چهل خورشيدي)، مديريتي بود که به گسترش شهر در سطح، خيابان کشي ها، ساختن
بلوارها و... عنايت خاصي داشت. اين تصورات خام (که البته در دوران خود ارزش
هاي خاص خود را داشت) و بي عنايتي دولت مردان پهلوي به بافت هاي قديمي و
«ديوارهاي چينه اي»،اصفهان را منبسط کرد و سبب شد که شهر به موازات آنکه به
بيرون از محدوده هاي خود گسترش مي يافت،ازدرون خالي و مخروبه شود. ايجاد
خيابان هايي مثل خيابان عبدالرزاق، که بافت به هم تنيده شهر قديم را بريده
است،تجلّي کالبدي نگرش هاي مديريت شهري آن روزگار است. در اوايل دهه پنجاه
خورشيدي اما، هرچند بسيار آرام، مديريت شهري متوجه انبساط خطرناک شهرهاي
بزرگ و فرسودگي بافت هاي قديم شد و اقدامات اندکي صورت گرفت.(نقشه هاي14
تا19)
دوران کنوني
دردوران کنوني(ازسال1357 تاکنون) نيز، روند مهاجرت روزافزون روستاييان به
شهرها و گسترش شهرهاي بزرگ، که بخصوص از حدود دهه چهل خورشيدي آغازشده
بود،همچنان ادامه يافته و از اين رو نه تنها توسعه افقي شهر به همه
جهات(18)،شکل شهر را تحت تأثير قرار داده است. بلکه به دليل نبود برنامه
ريزي دقيق، بافت هاي تاريخي شهرها نيز، که هويت شهر،به ويژه شهر اصفهان،
محسوب مي شوند،رو به فرسودگي گذاشته است. همچنين ادامه احداث خيابان ها،
کمربندي ها، ساخت و سازهاي بي رويه، بدون تطابق با طرح هاي شهري ازپيش
انديشيده شده شکل شهر را ازنظر ساختاري- کالبدي (ارتباطات، فضاهاي شهري،
ارتفاع بناها و...) تحت تأثير قرارداده است؛ تا جايي که اکنون به سختي مي
توان مثلاً درمورد شهر اصفهان، از مقوله اي به عنوان «سيماي شهر»- به معناي
مورد نظر کوين لينچ- سخن گفت.(نقشه هاي20 تا25)
درپايان مي توان گفت:
تحولات سيماي شهراصفهان در چهارمقطع زماني صفوي،پهلوي اول، پهلوي دوم و
اکنون،با ارائه تصاوير و نقشه ها و ترسيم ها بررسي گرديد و نتايجي بدست آمد
که به ترتيب عبارتند از:
-ساختارشهري که صفويه طرح انداخت، به مثابه ي رشته پيوندي است که نقاط عطف
تاريخ را به هم پيوند مي زند. سازماني است که بارتاريخي اصفهان را به دوش
مي کشد.
-دوران صفويه،نخستين دوره اي در تاريخ اصفهان است که شهر و سيماي شهر- به مفهومي که کوين لينچ از آن ياد مي کند- شکل گرفت.

-توسعه ي اصفهان در دوره اي از پهلوي اول، هم زمان با ورود ماشين به زندگي
شهري بود و همين امر، چهره ي شهر و محلات آن را دگرگون ساخت.
-در دوره پهلوي دوم با ايجاد خيابان هايي، بافت هاي تاريخي به هم تنيده شهر
قديم، بريده شد و با انبساط شهر در سطح، بافت قديم، فرسوده و فرسوده تر
شد.
-در ادامه دو دوره پيشين، در دوره کنوني، با توسعه شهر به تمام جهات و
احداث خيابان ها و ساخت و سازهاي بي رويه، شکل شهر ازنظر ساختاري- کالبدي
تحت تأثير قرار گرفت. درمورد شهراصفهان امروز به سختي مي توان از مقوله اي
به عنوان «سيماي شهر»- به معنايي که «کوين لينچ» مراد مي کند-سخن گفت.
البته در طرح هاي شهري امروز با نگرش مديريت شهري در ارتقاي کيفيت فضاهاي
شهري اصفهان، ارائه طرح هاي شهري در راستاي وصول به اين هدف درحال پيگيري
است.

پينوشتها:
1-بخش اول مقاله نگارنده باعنوان: «پايداري کالبد شهر» در مجله دانش نما، شماره97-99، صفحات73 تا 76 درسال1382 به چاپ رسيده است.
2-کارشناس ارشد معماري، دکتري شهرسازي، استاديار دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان.
3-سيمايي تمامي ويژگي هاي سيماي شهر را شامل مي شود.
4-اطلاعات پردازش شده در ذهن(تصوير ذهني از محيط يا فضاي مورد ادراک) را
«سيما» گويند. اين اصطلاح را که درمقابل ترجمه لغت Image کتاب سيماي شهر
لينچ به عاريت گرفته شده است، نمي بايد با اصطلاح منظريا Space اشتباه
گرفت.(جهانشاه پاکزاد.1385).«اصول و ضوابط طراحي فضاي شهري،بخش اول: مباني
نظري»، تهران: وزارت مسکن و شهرسازي.
5-به نظر مي رسد واژه «مسير» براي اين مقصود مناسب تر است.
تمام عباراتي که در اين قسمت درداخل « » آمده است، از ترجمه ي فارسي کتاب «سيماي شهر» نقل شده است.
6-منوچهر مزيني. (1373). «مقالاتي در باب شهر و شهرسازي»، تهران: دانشگاه تهران. صص262، 261.
7-همان، صفحه ي262.
8-اقتباس:اسماعيل شيعه. (1376). «مقدمه اي برمباني برنامه ريزي شهري»، انتشارات دانشگاه علم و صنعت، چاپ هفتم. صفحه37.
9-هانري استيرلن. (1377). «اصفهان، تصوير بهشت (Vers Ispahan)»، ترجمه: جمشيد ارجمند، نشر فرزان، چاپ اول،ص50.
10-«آثار معماري سنتي ايران، بخش دوم، دوران اسلامي»، سازمان جغرافيايي، وزارت دفاع، تصوير42.
11-سيد غلامرضا وزين. (1378). «تکنيک شهرسازي. مجموعه مباحثي در زمينه برنامه ريزي و طراحي شهري»، نشر درخشش. چاپ اول. صص129-130.
12-هانري استيرلن. (1377). «اصفهان، تصويربهشت»، ترجمه: جمشيد ارجمند، نشر فرزان، چاپ اول، ص50.
13-هانري استيرلن. (1377). «اصفهان، تصوير بهشت (Vers Ispahan)»، ترجمه: جمشيد ارجمند، نشر فرزان، چاپ اول، ص49.
14-همان، ص49.
15-همان، ص49.
16-وزارت مسکن و شهرسازي، اداره کلّ مسکن و شهرسازي استان اصفهان، (1372).«گزارش طرح بهسازي محله جماله ي اصفهان».
17-گزارش بهسازي تخت پولاد اصفهان(1381). مهندسان مشاور ابردشت.
18-ايجاد شهرک هاي اقماري جديد در اطراف اصفهان،در توسعه ي افقي شهر بي تأثير نبوده است.
منبع:نشريه دانش نما ،شماره 162-161.
|
+|نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن1390 ساعت 12:2 توسط حامد بهادر
|
|
معرفی جناب آقای دکتر مرادی*
نام و نام خانوادگي:دکتر اصغر محمدمرادي
مرتبه علمي: دانشيار
مسئوليت اجرايي فعلي: مدير گروه مرمت دانشگاه علم و صنعت ایران
|
 |
مدارك تحصيلي رشته تحصيلي تاريخ اخذ محل تحصيل
دكتري معماري 1978-1357 تير رم ـ دانشكده معماري رم
تخصص مرمت 1981-1360 آبان رم- يونسكو- موسسه ايكروم
فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي:
سوابق تدريس:
1ـ تدريس در دانشكده معماري و شهرسازي ـ دانشگاه علم و صنعت ايران (آبان 1364 تا كنون)
2ـ تدريس در دانشكده هنرهاي زيبا ـ دانشگاه تهران ـ دوره دكتراي معماري ـ گرايش مرمت
(فروردين 1373 الي بهمن ماه 1373)
3ـ تدريس در دانشكده هنرهاي زيبا ـ دانشگاه تهران ـ دوره كارشناسي ارشد مرمت ـ آسيب شناسي بناها و بافتهاي تاريخي 2. شناخت بافت هاي تاريخي (1382 الي 1384)
4ـ تدريس در دانشكده ميراث فرهنگي ـ دوره كارشناسي مرمت ابنيه ( از سال 1375 تا 1382)
5ـ راهنمايي پايان نامه هاي دوره كارشناسي ارشد مرمت در دانشگاه آزاد تهران
6ـ راهنمايي پايان نامه هاي دوره كارشناسي مرمت در مركز عالي ميراث فرهنگي
7ـ راهنمايي پايان نامه هاي دوره كارشناسي ارشد معماري در دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه علم و صنعت ايران
8ـ تدريس در دوره دكتراي معماري ـ دانشگاه علم و صنعت ايران (از سال 1380 تا كنون)
9ـ راهنمايي تز دكتراي معماري ـ گرايش مرمت ـ دانشگاه علم و صنعت ايران (از سال 1380 تا كنون)
عناوين مقالات:
1ـ علل زوال بافتهاي فرسوده شهري و لزومژ بهسازي آنها
وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري اصفهان ـ دانشكده پرديس 31-29 تير 1371
2ـ انواع بهسازي بافتهاي قديم
وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري اصفهان ـ دانشكده پرديس 31-29 تير 1371
3ـ شيوه هاي مرمت شهري
وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري اصفهان ـ دانشكده پرديس
31-29 تير 1371
4ـ طرحهاي بهسازي بافتهاي شهري (1)
وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري اصفهان ـ دانشكده پرديس
31-29 تير 1371
5ـ مروري بر تجارت تاريخي ـ فضايي كالبد شهرها
وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري تبريز ـ شهرداري تبريز
13-11 آبان 1371
6ـ طرحهاي بهسازي بافتهاي شهري (2)
وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري تبريز ـ شهرداري تبريز
13-11 آبان 1371
7ـ احياء بافت تاريخي نائين و مشكلات اجرايي آن
سمينار بررسي راههاي عملي اجراي تبصره 23 قانون بودجه وزارت مسكن و شهرسازي سازمان ميراث فرهنگي كشور
14-13 آذر 1370
8ـ شهر قديم كرمان و مرمت شهري آن و جايگاه محور تاريخي شهر
سمينار كرمان شناسي ـ مركز كرمان شناسي استانداري كرمان مسجد جامع كرمان
27-23 مهر 1371
9ـ طرح بازسازي و ساماندهي قسمتهاي فرسوده بازار زنجان
سمينار حفظ و احياء بازارهاي كشور تبريز ـ سازمان ميراث فرهنگي مهر 1368
10ـ نگرشي ويژه بر بافت قديم به مثابه ميراث فرهنگي
مجموعه مقالات سمينار تداوم حيات دربافت قديم شهرهاي ايران ـ دانشگاه علم و صنعت ايران 1372
11ـ شناخت، معرفي و طرح ساماندهي محوطه تاريخي طبيعي بيستون
سازمان ميراث فرهنگي كشور مجله اثر شماره 28 سال 1376
12ـ بازار قديم زنجان، اصول حاكم بر ساماندهي و بازپيرايي آن
30 خرداد الي 1 تير 1375
سمينار معماري، شهرسازي، ابنيه تاريخي
ارسال در تاريخ 23/1/75
مكان: دانشگاه زنجان ت گنبد سلطانيه
دانشگاه زنجان و دانشگاه مهندسي عمران جمهوري آذربايجان
13ـ تحليلي موردي از خانه هاي قديمي نائين و محمديه و اصول جامع حاكم بر نحوه طراحي آنها
كنگره بين المللي تاريخ معماري و شهرسازي ايران
ارگ بم ـ اسفند 1374
14ـ قناتهاي نائين و محمديه قديم و نقش آنها در سازمان معماري و شهرسازي
كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران ارگ بم 1374
15ـ زندگي جديد و كالبد قديم
مجله كرمان شناسي بهار 1370
16ـ بازارا قديم شهر كرمان و محور تاريخي شهر
سمينار محورهاي فرهنگي تاريخي قزوين ـ مسجد جامع خرداد ـ تير 1376
17ـ كنكاشي پيرامون شهر قديم كرمان با استناد به شواهد مكتوب و آثار معماري و شهرسازي
دومين كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران
ارگ بم 29-25 فروردين 1378
18ـ معرفي مسجد بانو در زنجان
(اصغر محمدمرادي ـ آتس سا اميركبيريان)
دومين كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران ـ ارگ بم ـ 1378
19ـ پيشنهاد روشي براي آسيب شناسي تك دانه هاي بازار
مجله اثر شماره 39 و 38 پائيز 84
(مثال موردي، تيمچه سرباز (بازار قزوين))
20ـ روند حفاظت در ايران از بدو تاسيس اداره عتيقات تا قبل از انقلاب اسلامي
فصلنامه هفت شهر شماره 11 1382
21ـ طرح مرمت و ساماندهي بدنه خيابان امام در بازار قزوين.
فصلنامه هفت شهر شماره 13 و 12
22ـ مرمت ساختمانهاي قديمي بعنوان گامي در جهت احياي شهر قديمي
مجله بين المللي علوم مهندسي، دانشگاه علم و صنعت ايران 1382
23ـ ضرورت كنترل كمي و كيفي تراكم در محدوده بازار سنتي شهر قزوين
سمينار تراكم و سيماي شهري قزوين ارديبهشت 83
24- برداشت، شيوه تحليل داده و استنتاج پيشنهادهائي در راستاي ساماندهي بازر سنتي شهر قزوين
مجله بين المللي علوم مهندسي علم و صنعت ، ارديبهشت 86
25- لزوم مقاوم سازي بازارهاي سنتي در مقابل زلزله و خطرات ناشي از آن
فصلنامه هفت شهر، شماره 20 تابستان 86
26- Bazaar of Tabriz; A Sustainable Architecture And Urban Area In International Conference 25-28 June Rotterdam 2007
Housing and sustainable urban station in developing countries
27- شناخت مدل سازي و تحليل رفتار لزره اي سازه هاي سنتي ايران
اولين كنفرانس سازه و معماري ، دانشگاه تهران 1386
28- شناخت بازار مقدمه اي بر احياء و ساماندهي آن
مجله آبادي، 1384
29- نگرش هاي نوين به حفاظت و مديريت بازارهاي خشتي
كنفرانس آموزشي، 1385
30- خصائص ساز واره برج گنبد قابوس در برابر زلزله
اولين كنفرانس بين المللي مقاوم سازي لرزه اي، 1384
31- بررسي نقش احياء استفاده مجدد از بناهاي تاريخي در كاهش مصرف انرژي و اثرات تغييرات اقليمي
اولين كنفرانس بين الملي سكونتگاههاي سنتي زاگرس ، ايران – كردستان – سنندج 13-11 ارديبهشت
32- آسيب شناسي يك بناي تاريخي
فرهنگ و معماري شماره29- دانشگاه علم وصنعت ايران، 1386
33- سير تحول بررسي مفاهيم جهاني منشورهاي حفاظتي آثار تاريخي در سازگاري با مفاهيم توسعه پايدار
كنفرانس ملي دانشجو و توسعه پايدار، 1386
34- بررسي عملكرد سامانه هاي حرارتي گرمابه هاي تاريخي ايران
پذيرش شماره 2138/200 مورخ 30/06/87 مجله بين المللي علوم مهندسي
35- كاربرد فن آوري نوين سازه اي در سامانه مهندسي مجدد بناهاي فرسوده
همايش ملي مقاوم سازي ايران ، دانشگاه يزد ، 5-7 شهريور
36- Cultural heritage , Islam and development of architectural education, International conference of Islamic arts and architecture new delhiolndia 10-12,2007
37- Necessity of Cultural heritage conservation charter compiling in Islamic territories based on mohammadian instructions, International conference of Islamic arts and architecture new delhiolndia 10-12,2007
38- Adaptive reuse of Islamic architectures elements towards creating new sustainable habitats, International conference of Islamic arts and architecture new delhiolndia 10-12,2007
39- Necessity of cultural heritage conservation charter compiling in Islamic territories based on mohammadian , Islamic arts and architecture December 10-12 2007 new delh , india
40- Assessing challenges in developing sustainable adaptation strategies by considering climate changes, Energy and environment III, 2007
41- Assessing Sustainable Adaptation of Historical Buildings To Climate Changes of Iran , Energy and Environment Iii, 2007
مجله بين المللي علوم مهندسي , پذيرش 2140/200 مورخ 30/06/87 42- Sustainable Architecture in The Hot, Arid and Sunny Regions of Iran,
43- A Glance To Rehabilitation of The Ekbatan Historical Hill Journal of Asian Architecture and Building Engineering Tokyo 108-8414 Japan, پذيرش جهت چاپ در نوامبر 2008
44- مرمت اكولوژيكي منظر طبيعي آبشار تارگون فارس با تأكيد بر ارزيابي اكولوژيكي منظر بستر – فصلنامه علمي ، پژوهشي علوم و تكنولوژي محيط زيست، سال 1388
45- سير تحوّل محيط زاينده رود و تعامل آن با شهر تاريخي اصفهان ، مجلّــه صفـّه ، 1388.
46- ضرورت نگاه به ميراث فرهنگي تاريخي در راستاي توسعۀ پايدار ، مجله طرح و نماد، 1388.
47- روش شناسي انواع مٌدل هاي تحليلي تصميم گيري چند معياره ، مجلـّه آرمان شهر، 1388.
48- A Historical Study of Ekbatana Hill and a Glance at its Rehabilitation Journal of Asian: Architecture and Building Engineering
49- نقش فناوري بومي در پايداري لرزه اي ميراث معماري ايران ، دومين همايش فن آوريهاي بومي ايران
عناوين كتب تاليف شده:
-تاليف كتاب دوازده درس مرمت ـ وزارت مسكن و شهرسازي ـ سازمان ملي زمين و مسكن 1374
ـ تدوين كتاب مجموعه مقالات سمينار تداوم حيات در بافت قديم شهرهاي ايران دانشگاه علم و صنعت ايران ـ دانشكده معماري و شهرسازي 1372
ـ تاليف كتاب: معرفي تعدادي از ابنيه سنتي معماري ايران و تحليلي بر ويژگيهاي فضايي آنها
سازمان ميراث فرهنگي و دانشگاه علم و صنعت ايران 1381
ـ تجديد نظر بر كتاب" 12 درس مرمت" (در حال انجام)
سردبيري ويژه نامه هاي مرمت
1ـ ويژه نامه مرمت، فصلنامه هفت شهر، دفتر عمران و بهسازي وزارت مسكن و شهرسازي ـ شماره 11 بهار 1382
1ـ ويژه نامه مرمت، فصلنامه هفت شهر، دفتر عمران و بهسازي وزارت مسكن و شهرسازي ـ شماره هاي 12و13 بهار 1383
عناوين برخي طرحهاي تحقيقاتي
1ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح احياء بافت تاريخي زنجان (محدوده بازار) ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1367
2ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح بافت تاريخي قزوين ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1379
3ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح بافت تاريخي نائين محمديه ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1370
4ـ گزارش پزوهشي پيرامون طرح محور فرهنگي تاريخي كرمان ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1372
5ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح محوطه تاريخي طبيعي بيستون ـ سازمان ميراث فرهنگي كشور، 1374
6ـ معرفي اجمالي حريم، ضوابط و طرح ساماندهي و احياء محوطه تاريخي طبيعي و فرهنگي بيستون سازمان ميراث فرهنگي كشور، 1374
7ـ معرفي، ضوابط و طرح ساماندهي حاشيه سرآب بيستون ـ سازمان ميراث فرهنگي 1378
8ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح مرمت و احياي بازار قزوين ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1379
9ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح مرمت و احياي خيابان امام در محدوده بلافصل بازار تاريخي قزوين ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1381
10ـ گزارش توجيهي پژوهشي پيرامون معرفي ابنيه ويژه بازار قزوين ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1381
11ـ روند و مباني نظري مرمت از بدو تأسيس اداره عتيقات تا قبل از انقلاب اسلامي، معاونت پژوهشي دانشگاه علم و صنعت ايران 1380
12ـ شناخت ابنيه مسكوني در معماري گذشته ايران و تحليلي بر ويژگيهاي معماري آنها ـ معاونت پژوهشي دانشگاه علم و صنعت 1378
13ـ شناخت ابنيه عمومي در معماري گذشته ايران و تحليلي بر ويژگيهاي معماري آنها ـ معاونت پژوهشي دانشگاه علم و صنعت 1378
14- گزارش توجيهي پيرامون معرفي و آسيب شناسي خيابان دوره صفوي در قزوين (شهداء) سپه سابق ، شركت عمران و بهسازي قزوين، 1385
مسئوليت هاي علمي و اجرائي
1ـ مديريت گروه هنر از 17/10/67 – 8597 تاريخ ابلاغ: 25/10/67 تا آبان ماه 1372
2ـ مديريت گروه هنر و مرمت از 23/3/73 – 544/70 تا كنون
3ـ استاد نمونه دانشگاه علم و صنعت سال 1370 شماره 560/1 مورخ 19/2/71
4ـ عضويت در شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي كشور مورخ 30/2/74 شماره 1643-1/1
5ـ عضويت هيئت علمي كنگره بين المللي معماري و شهرسازي ايران 7 تا 12 اسفند 1374
ارگ بم
6ـ دبير سمينار تداوم حيات در بافت قديم شهرهاي ايران 23 تا 25 ارديبهشت 1368
7ـ دبير سمينار معماري سنتي و نظام آموزش معماري كشور 7و8 آذر 1372
8ـ عضو هيئت داوران مسابقه طراحي بافت قديم يزد (محله تل) تاريخ 20/4/75 شماره 1/29/4023
9ـ عضو هيئت علمي سمينار محورهاي فرهنگي تاريخي اسفند 1375 ـ شيراز ارديبهشت 1376 ـ قزوين
10ـ عضو شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي كشور از سال 1377 تا كنون شماره 7528 -1/1 تاريخ 20/8/76
11ـ كارشناس معين در طرح هاي مرمت احياء آثار تاريخي فرهنگي استان آذربايجان شرقي از تاريخ 30/3/75 شماره 2655/1/
12ـ پزوهشگر نمونه دانشگاه علم و صنعت ايران 1379
13ـ عضو هيئت علمي سمينار زلزله ـ قزوين 1381
14ـ عضو هيئت تحريريه مجله بين المللي فني مهندسي ـ دانشگاه علم و صنعت ايران حكم شماره 565/1 مورخ 21/2/82
15ـ عضو هيئت تحريريه مجله صفه، دانشگاه شهيد بهشتي حكم شماره 1928/790 مورخ 18/3/83
16ـ عضو هيئت تحريريه فصلنامه هفت شهر حكم شماره 104/ه/9 مورخ 25/4/81
17ـ عضو موسس شوراي بين المللي آيكوموس (ICOMOS) ايران از 1378 تا كنون
18ـ عضو هيئت مميزه دانشگاه علم و صنعت ايران (در سه دوره) از مهرماه 1376 تا كنون
19ـ عضو ثابت كميته منتخب دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه علم و صنعت ايران
حكم شماره 1178/1-م-د مورخ 13/12/81
20- عضو كميسيون تخصصي علوم انساني و هنر و معماري حكم شماره 1166/1-م-د مورخ 13/12/81
21ـ عضو هيئت داوران بررسي و اظهار نظر در مورد مجله علمي پژوهشي صفه حكم شماره 834/2910/3
مورخ 29/6/82
22ـ ناظر طرح تحقيقاتي " مقايسه تطبيقي تصميمات و مداخلات انجام شده ازديدگاه مديريت شهري در بافت هاي قديمي شهرهاي ايران و كشورهاي همسايه، كشورهاي اسلامي و اروپايي "
حكم شماره 54734/300
مورخ 22/9/1383
وزارت مسكن و شهرسازي ـ معاونت شهرسازي و معماري ـ دبيرخانه شوراي شهرسازي و معماري ايران
23- عضو شوراي سياست گذاري دوره دكتراي معماري حكم شماره 5500/70 مورخ 7/10/83
24- عضو كميته راهبردي محوطه جهاني تخت سليمان
طرح هاي اجرائي
1ـ برداشت و طرح باغ شاهزاده ماهان « كرمان » سال 1370
سازمان ميراث فرهنگي كشور ـ وزارت ارشاد اسلامي
2ـ طرح تفصيلي و احياء محدوده بافت قديم بازار زنجان دفتر بهسازي و نوسازي بافتهاي قديمي، وزارت مسكن و شهرسازي
سال 68 تا 66
3ـ طرح تفصيلي و احياء بافت قديم نائين و محمديه دفتر بهسازي و نوسازي بافتهاي قديمي، وزارت مسكن و شهرسازي
سال 1369 تا 1371
4ـ طرح محور فرهنگي ـ تاريخي كرمان سال 1370 تا 1372
وزارت مسكن و شهرسازي (اداره كل مسكن و شهرسازي استات كرمان)
5ـ طرح تفصيلي محله حاج چورك ـ قزوين ـ شهرداري قزوين سال 1371 تا 1372
6ـ برداشت و مطالعه خانه آصف وزيري ـ سنندج
سازمان ميراث فرهنگي كشور
7ـ بررسي و نظريه هاي اصلاحي طرح تفصيلي بافت قديم يزد سال 1370
سازمان ميراث فرهنگي، معاونت حفظ و احياء
8ـ طرح بيمارستان هاي منجيل و آب برطام (فاز 1و2) با همكاري جامعه مشترك اروپا 1370 الي 1371
شركت بيشارا ـ وزارت بهداشت
9ـ طرح جامع محوطه تاريخ طبيعي بيستون آبان 1373 تا اسفند 1374
سازمان ميراث فرهنگي كشور
(موسسه مديريت مهندسي فضاهاي فرهنگي)
10ـ طرح ساماندهي محدوده سرآب بيستون ـ كارفرما، سازمان ميراث فرهنگي كشور 1378
11ـ طرح مرمت و احياي بازار قزوين ـ كارفرما: دفتر عمران و بهسازي ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1379 الي 1381
12- طرح مرمت و احياي خيابان سپه (شهداء) قزوين – كارفرما: دفتر عمران و بهسازي شهر قزوين 1385
تاليف جزوات درسي دانشگاهي:
1ـ تركيب سه (نقد فضا) 1365
2ـ آشنايي با معماري جهان (1) 1366
3ـ شهرهاي قرون وسطي در اروپا 1365
4ـ آشنايي با معماري جهان (معماري رمانسك و گوتيك در اروپا) 1364
5ـ آشنايي با معماري جهان ـ شناختي از شهرهاي قرون وسطي در اروپا 1365
6ـ مباني نظري مرمت و احياء ابنيه و بافتهاي تاريخي (جزوه شماره 1 و 2) 1367
7ـ مباني نظري مرمت و احياء ابنيه و بافتهاي تاريخي (جزوه شماره 3) 1368
8ـ آشنايي با معماري جهان، ايران، رم، يونان، صدر مسيحيت و بيزانس
9ـ آشنايي با معماري جهان (1) ـ يونان ـ رم ـ بيزانس 1367
10ـ تاثيرات معماري اسلامي در جزيره سيسيل (ايتاليا) 1364
*بر گرفته از سایت دانشگاه علم و صنعت ایران
|
+|نوشته شده در پنجشنبه 27 آبان1389 ساعت 7:25 توسط حامد بهادر
|