تبليغاتX
بچه های مرمت دانشگاه آزاد همدان
پايداري کالبد شهر اصفهان

پايداري کالبد شهر اصفهان


 

نويسنده: دکتر شهره خدابخشي(2)




 

مقدمه
 

بر فراز شهرهاي کره زمين، مه دودي غليظ در هوا شناور است. در پس ظاهر فريبنده شهرها، چهره کريه نابساماني هاي اجتماعي، فرسودگي کالبدي، معضلات اقتصادي و اغتشاش هاي سياسي و مديريت شهري، در کار فرسودن زيست محيط کره خاک است. دماي هواي کره زمين، گرمتر و گرمتر مي شود و طبيعت، هر روز بيشتر از روز پيش فرسوده مي شود و... .
برخي از نظريه پردازان و فيلسوفان معاصر،ازپديده ي شومي ياد مي کنند که مي توان ازآن به خود ويرانگري تکنولوژي تعبير کرد: تکنولوژي و صنعت، دستاوردهاي مهم انسان شهرنشين اند،اما گاهي خود، خود را به ويراني مي کشانند. اين البته به هيچ وجه به معناي نفي دستاوردهاي تکنولوژيک و صنعتي نيست. درواقع،نفي اين همه،درست همان اشتباهي است که ازمقهورشدن دربرابر تکنولوژي و صنعت رخ مي دهد.همه اينها،ازپيشرفت هاي تک بُعدي تمدن بشري ناشي مي شود: هنگامي که ازياد ببريم «زيست محيط»، مفهومي چندين بُعدي است و فدا شدنِ برخي از ابعاد زيست محيطي به بهاي پيشرفت برخي ديگرازابعاد،سرانجام خود پيشرفت را يک سره فدا خواهد کرد،ناپايداري زيست محيطي رخ مي نمايد.
فقر،ايدز،قحطي،خشکسالي و همه پديده هاي شومي که زيست محيط کره زمين را تهديد مي کنند،تنها نمونه هايي از صورت هاي بيشمارپديده ناپايداري زيست محيطي محسوب مي شوند.
پديده ناپايداري،به اين ترتيب، تنها به برخي ازجنبه هاي محدود زندگي بشر محدود نمي شود.ناپايداري،همچون رشد سلول هاي سرطاني،پيش مي رود تا آن هنگام که همه قسمت هاي مجموعه(سيستم)را (از طبيعت تا شهر) دربرگيرد و منهدم کند.
معماري،شهرو توسعه شهري نيز ازجمله سيستم هايي به شمارمي آيد که از آفت ناپايداري به دورنيست،و از آنجايي که توسعه شهري و شهر،خود برخي از مهمترين ابعاد زندگي بشري را شامل مي شود،پايداري/ناپايداري شهري نيز از پيچيده ترين و مهمترين حيطه هاي مقوله عام پايداري/ناپايداري زيست محيطي است.
کوشش اين تحقيق، شناخت پديده پايداري/ ناپايداري شهري،مطالعه موردي آن در شهراصفهان و بالأخره تجربه است در تدوين راهکارهايي براي دستيابي به درجاتي از پايداري شهري.
نظريه هاي متعددي که تاکنون پيرامون «شهر» ارائه شده است-و دراين تحقيق دونمونه ازمهمترين آنها («سيماي شهر» کوين لينچ و «باغ شهر» هاوارد) بررسي خواهد شد که درواقع تلاش هايي است از منظرهاي گوناگون براي دستيابي به شکلي از اشکال متنوع شهر پايدار.ساختار منسجم شهري، سيمايي(3) و خوانايي شکل شهر، بخشي ازپايداري کالبدي شهراست بر مبناي مطالعات نظري فوق-که وجوه انتزاعي موضوع را مدنظر دارد- به مطالعه موردي شهر اصفهان مي پردازيم و موردمطالعه را، بخصوص از منظر نظريه پايداري شهري بررسي مي کنيم.
اما ذکر يک نکته ضروري است:
چنانکه اشاره شد و پس از اين نيز خواهيم ديد، پديده اي پايداري شهر، پديده اي پيچيده است که تمام ابعاد زندگي بشري و مشخصاً زندگي شهري را در برمي گيرد. پرداختن به يکي يا تعدادي محدود از اين ابعاد، بي توجه به ابعاد ديگر، بي ترديد به پايداري شهري،به مفهوم دقيق کلمه، راه نمي برد. اما در اين تحقيق، به عنوان يک مطالعه نظري، ناگزيريم موضوع مطالعه را محدود کنيم.البته اين نکته ترجيع بند مکرر اين تحقيق خواهد بود که پايداري کالبدي،وجه توأمانِ پايداريِ وجوه ديگر(وجوه اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، محيط زيستي و...) است.

هدف ازانتخاب اصفهان
 

-شهراصفهان،درنوع خود از نمونه هاي منحصربه فرد يک شهر به شمار مي آيد.
- اصول و مباني نظري نظريه هاي شهرسازي موردنظر («سيماي شهر» و «باغ شهر»)، دراصفهان قابل مطالعه و تشخيص است.
- شهر اصفهان،به دليل خصوصيات کالبدي بنيادين و ماندگارخود،که از400سال پيش تاکنون به يادگار مانده است،پتانسيل آن را دارد که اگر همه اسباب پايداري شهري فراهم آيد، به درجاتي از پايداري دست يابد. تدوين راهکارهاي کالبدي،ازجمله رويکردهاي گسترده و چند رشته اي براي پايداري شهري اصفهان به شمار مي آيد.

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

نظريه ي «سيماي شهر»(4)
 

«کوين لينچ»،«سيماي شهر» را در پنج عامل دسته بندي مي کند:
«راه» (Path)، «لبه» (Edge)، «گره« (Node)، «نشانه» (Landmark) و «محله» (District).
- «راه» (Path): (5) «عاملي است که معمولاً با استفاده از آن، حرکت بالفعل يا بالقوه ميسرمي گردد.» آنچه يک «راه» را شکل مي دهد. استقرار عوامل محيطي گوناگون و مرتبط باهم، در امتداد مسيري است که استمرار دارد؛ از نقطه اي آغاز مي شود و درنقطه اي پايان مي يابد.(تصوير1)
- «لبه» (Edge): «عاملي خطي ست که به ديده ناظر با راه تفاوت دارد.»(تصوير2)
«لبه»عاملي است که شهر را سامان مي دهد: خطي است که حدود را تعيين مي کند. تشخيص لبه ها، تشخيص حيطه هاي گوناگون شهر را آسان مي کند و به نوبه خود به خوانايي سيماي شهر مي انجامد.
- «گره» (Node): «نقاط حساس» شهر «که ناظر مي تواند به درون آنها وارد شود و کانون هايي که مبدأ و مقصد حرکت او را به وجود مي آورند.»
تقاطع راه ها و تمرکز برخي خصوصيات عملکردي يا کالبدي در اطراف يک فضاي شهري،انواع گره ها را شکل مي دهد.گره، گاهي يک تقاطع ساده است و گاهي يک مرکز شهر.(تصوير3)
- «نشانه» (Land mark): اجزايي از سيماي شهر است که «برون آنها به ديده ناظر مي آيد و مقياس آنها ممکن است بسيار متفاوت باشد.»
کوين لينچ، 3عامل را براي «نشانه» شدنِ يک جزء شهري قائل مي شود:
1- «فرمي واضح داشته باشد.»
2- «با زمينه خود متضاد باشد.»
3- «محل آنها براطراف خود غالب و متضاد باشد.»(تصوير4)
در اين ميان،عوامل غيرفيزيکي چندي، مثل صدا و بو،نيز مي توانند بر خواص «نشانه اي» يک جزء شهري بيفزايند. نشانه ها، در مقياس هاي متفاوت، جهت ها و موقعيت ناظر را درشهرخوانا مي کنند، علاوه بر آنکه در ايجاد حس تعلّق، هويت و خاطره انگيزيِ فضاهاي شهري نيز مؤثرند.
- «محله» (District): «بخش هايي از شهر» که دست کم ميان اندازه يا بزرگ باشند.«محله ها بايد واجد دو بُعد [سه بعد] باشند تا ناظراحساس کند وارد آن شده است.»

نظريه «باغ شهر»
 

هاوارد دراواخر قرن19ميلادي،«هر شهر را به مغناطيسي تشبيه مي کند و هر فرد را به سنجاقي که به آن جذب شده باشد و معتقد است با ايجاد مغناطيسي که واجد قوه جاذبه اي بيش ازقوه جاذبه ي مغناطيسي شهر باشد،مي توان به جاي شهرهاي پُرجمعيت و شلوغ زندگي مرفه مردم را در جوامعي که ازنظراندازه بسيار کوچکتر از شهرهاي غول پيکرند [شهر/ روستا] تأمين کرد.»(6)
بر اين اساس، هاوارد سه «مغناطيس» را برمي شمارد و براي هر مغناطيس، دو قطب مثبت و منفي قائل مي شود:

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

الف) مغناطيس شهر (Town)
الف-1) قطب مثبت
1- مزد بيش تر،2-امکانات فراوان تر براي کار،3-اميد به ترقي بيشتر
الف-2) قطب منفي
1- قيمت هاي گران،2-اجاره هاي سنگين، 3- ساعات طولاني کار،4- دوري محل کار از محل سکونت، 5-تفوق و سردي اجتماعي
ب) مغناطيس روستا (Country)
ب-1)قطب مثبت
1- مناظر طبيعي، 2- لطافت هوا، 3- آفتاب دلپذير، 4- آرامش خاطر
ب-2) قطب منفي
1- محدوديت روستا، 2- نبود تنوع شهري، 3-مزد پايين
پ) مغناطيس شهر/ روستا (Town-Country)
هاوارد نتيجه مي گيرد که «نه مغناطيس شهر و نه مغناطيس روستا» قادر نيستند به تنهايي جوابگوي احتياجات جوامع انساني باشند. بايد روابط اجتماعيِ موجود شهر با زيبايي طبيعي موجود در روستا به هم بياميزد تا ضامن زندگي مرفه انسان شود.»(7)
هاوارد، براين اساس، الگويي شعاعي را براي باغ شهر موردنظر خود ارائه داد(تصوير6).اين الگو،شهري را ترسيم مي کند که از پنج لايه (ring) تشکيل شده است که توسط شش خيابان اصلي، به صورت شعاعي، به شش قسمت تقسيم مي شود. پنج لايه شهر هاوارد،به شرح زير است:
لايه اول: پارک يا باغ مرکزي. بناهاي عمومي شهر (تالارشهر،تئاتر شهر، بيمارستان، موزه و...) نيز در اين لايه قرار مي گيرد.
لايه دوم (Crystal Palace): فضايي براي حرکت پياده که با سقفي شيشه اي پوشيده شده است.
لايه سوم:لايه اي به پهناي 500 متر، شامل بافت مسکوني و فضاهاي آموزشي و مذهبي.علاوه بر محورهاي شعاعي، يک بلوار عريض (Grand Avenue)، اين لايه را به قسمت هاي مجزا تقسيم مي کند.
لايه ي چهارم:لايه اي کم عرض که به کارخانجات،انبارها و تأسيسات صنعتي اختصاص دارد.
لايه ي پنجم:لايه اي عريض که از زمين هاي کشاورزي،باغ ها و انواع ديگر فضاهاي سبز تشکيل شده است.اين لايه سبز، حدّ شهر را تعيين و از گسترش بيش از حدِ آن جلوگيري مي کند.
اين از آن روست که هاوارد به گسترش محدود شهر معتقد بود و انتظار داشت که جمعيت باغ شهرهاي نوبنياد او،حداکثر به حدود 32000 نفر برسد. از اين تعداد، 30000 نفر در خود شهر و 2000 نفر ديگر در روستاهاي پيرامون ساکن خواهند شد. مساحت شهر پيشنهادي هاوارد، حدود 2400هکتار است که فقط يک ششم آن مسکوني خواهد بود.(11)

چند نکته پيرامون نظريه «باغ شهر» هاوارد
 

«باغ شهر» هاوارد،به مثابه يک ايده کلّي، ازقوّت و اهميت خاص خود برخوردار است.اما:
الف) هرچند نگرش هاوارد به عنوان يک نظريه پرداز،بخصوص نسبت به برخي از نظريه پردازان هم عصرخود،ازنسبي نگري قابل ستايشي برخوردار است، او در برخي موارد، به گونه اي مطلق گرايي ميل مي کند. ازآن جمله است هنگامي که او ايده «باغ شهر» را صرفاً به شهرهاي نوبنياد محدود مي کند.به عبارت ديگر،گويي، هاوارد شهرهاي بزرگ را که با بحران هاي عصر مدرن دست و پنجه نرم مي کنند،به حال خود وا مي گذارد،ازاين شهرها بيرون مي رود و بر آن است تا در دامان طبيعت، شهرهاي نوبنيادي بسازد که حد و حدود و جمعيت معين و محدودي دارند.تصوير او از اين شهرهاي نوبنياد، تصويري آرماني است که عملاً بسياري از واقعيات زندگي شهري را ناديده مي گيرد.
ب) در همين رهگذر،ارائه الگوي ساختاري شهر پيشنهادي هاوارد نيز رويکردي آرماني محسوب مي شود. الگوي او گويي زمينه طبيعي و توپوگرافيک شهرو نيز اقليم را ناديده مي گيرد. آيا باغ شهرها صرفاً به جزيره انگلستان يا قاره اروپا محدود مي شود؟
پ) علاوه برآنکه الگوهاي پيشنهادي هاوارد، مثل همه آرمان شهرهاي ديگر، دقيقاً و کاملاً صورت واقعيت نگرفت، به نظر مي رسد آنچه به عنوان «باغ شهر» نيز تاکنون احداث شده است، بيش از آنکه بتواند آرزوهاي هاوارد را برآورده کند، عمدتاً به تجزيه طبيعت پيرامون شهرها منجر شده است.اين همه، هنگامي که از منظر نظريه «توسعه ي پايدارشهر» به نظريه هاوارد و دستاوردهاي آن مي نگريم، در کنار محاسن آن،اين نظريه را ازلحاظ شهرسازي به سوي ناپايداري سوق مي دهد.
آنچه مهم است، يافتن نکات مثبت نظريه باغ شهرو تکامل آن در قالب رويکردهاي پيشرفته تر و کامل تر است.
تمايز«باغ شهر» هاوارد با «شهر باغ ها»
«باغ شهر»هاي هاوارد، شباهت هاي صوري بسياربا شهري مانند اصفهانِ صفويه دارد.ازديدگاه سياحان خارجي، توصيف اصفهانِ دوره صفوي بيانگر اين ادعاست:
«نخستين مزارعي از گل هاي سفيد دردشت به چشم مي خورد که بعد از يکنواختيِ بيابان خاکي رنگ به درخشندگي برف جلوه مي کند.سپس آميزه اي پُرقدرت از درختان سپيدار و بيد و نارون و چنار و ازميان آنها گنبدهاي آبي و تمامي مناره هاي آبي رنگ اصفهان!... اينجا، هم جنگل است و هم شهر.»(12)(تصوير7)
شايد کلمه «باغ»، درنظر «پيرلوتي»،حق مطلب را براي آن همه سرسبزي ادا نمي کرده که ازواژه ي «جنگل» استفاده کرده است.
«پيرلوتي» (Pierre Loti) تنها سياحتي نيست که اولين مواجهه خود را با شهر اصفهان،چنين توصيف مي کند:
«امپرسيوني که اين شهر درخاطره ي ناظران برجا مي گذاشته،پيش و بيش از هرچيزگسترده بي پايان باغ هايي بوده است که ازميان آنها مناره ها و گنبدهاي فيروزه و خاکي سرزده اند.»
«آندره دوليه دلاند»درکتاب «زيبايي هاي ايران»:
«تعداد زيادي باغ هاي موجود در شهر و اطراف آن انسان را به شبهه مي اندازد که جنگلي است آميخته با چند خانه و مسجد، که گنبدها و ناقوس ها [مناره ها]ي آن تأثيري خوش برجا مي گذارند.»(13)(تصوير8)
«ژان شاردن»:
«شهر را از هرسو که نگاه کنيد، همچون جنگلي است که در آن تعدادي گنبد با برج ها [مناره ها]ي کوچک و بسيار بلند به چشم مي خورند.(14)
«ژان باتيسيت تاورنيه»:
«از هرسمت که وارد اصفهان شويم، نخست برج هاي مساجد و سپس درختان پيرامون خانه را مي بينيم، به گونه اي که اصفهان از دور بيشتر به جنگلي شبيه است تا به شهري.»(15) و...
«هانري استيرلن» (Henri Stierlin)، مؤلف کتاب «اصفهان، تصوير بهشت»، نيز مي نويسد: «سخن کوتاه، اصفهان يک باغ شهر است.اما چنين معجزه اي در دل بيابان ها، که به شهرحکم واحه اي را داده است، جز به کمک آبياري فشرده و عمقي ازطريق آب زاينده رود ميسر نيست.»
اما يادآوري يک نکته ضروري است: اصفهان شهرباغ هاست اما «باغ شهر» (به مفهومي که «هاوارد» از آن مراد مي کند) نيست.
اصفهان کنوني، نسبت به اصفهان صفوي، شباهت هاي بيشتري با انگلستانِ اواخر قرن19ميلادي دارد؛ هرچند هنوز نمي توانيم ايران را کشوري صنعتي قلمداد کنيم، اما به هررو،جامعه امروز ما با بحران هايي تا حدّي مشابه بحران هاي اواخر قرن نوزدهم درانگلستان و اروپاي صنعتي روبروست.ازآنجا که شهر اصفهان هنوز هم براي درآميختن و ترکيب دوباره با طبيعت، پتانسيل زيادي دارد.

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

اصفهان
 

تاريخ اصفهان و تحوّلات ساختاري شهر اصفهان درطول تاريخ، تاکنون بسيار مورد بررسي قرارگرفته است. در اين بخش، باتوجه به موضوع مقاله، تحوّلات سيماي شهر و عناصرتشکيل دهنده آن (نشانه، راه، لبه، گره، محله)را در طول تاريخ، عمدتاً به وسيله ترسيم ها و تصاوير، بررسي خواهيم کرد. به اين منظور، تاريخ اصفهان را به نقاط عطف تاريخي آن تقليل مي دهيم: دوران صفويه؛دوران پهلوي اول؛ دوران پهلوي دوم؛ دوران کنوني. در دوران قاجار که طولاني ترين دوره بين صفويه تا پهلوي است و از قدرت و تمام خواهي خاصي برخورداربود،کمتر به شهرسازي پرداخته شد. توجه دراين دوره بيشتر به تک بناها بود.ازاين رو در اين تحقيق به آن پرداخته نشد.

بررسي تحولات سيماي شهر اصفهان
 

ازدوران صفويه آغاز مي کنيم که:
1-ساختاراصلي و بنيادي شهر اصفهان بنيان نهاده شد و هنوز هم اين ساختار قابليت هاي خود را دارد. ساختار شهري اي که صفويه طرح انداخت، به مثابه رشته پيوندي است که نقاط عطف تاريخ را به هم مي پيوندد.سازماني است که بار تاريخ اصفهان را بر دوش مي کشد.
2- علاوه براينکه شايد بتوان دوران صفويه را نخستين دوره اي در تاريخ اصفهان دانست که شهر و سيماي شهر- به مفهومي که کوين لينچ ازآن ياد مي کند- شکل گرفت.
البته بررسي تحولات سيماي شهر، فارغ از دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي، و در يک کلام فارغ از تحولات تاريخي، کاري کامل نخواهد بود. پس در هر دوره، نخست شمايي از تحولات تاريخي ارائه مي شود و سپس به خصوصيات سيماي شهري آن دوره خواهيم پرداخت.

سيماي شهر اصفهان
 

دراين قسمت، تحولات سيماي شهر اصفهان درطول تاريخ؛ با مطالعه عناصر پنج گانه سيماي شهر کوين لينچ، بررسي مي شود. ذکراين نکته ضروري است که عناصر پنج گانه سيماي شهر، در مقياس هاي مختلف شهر،ناحيه و محله، متفاوت اند. آنچه در اين بررسي موردنظر است، در مقياس شهري است.

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

دوران صفويه
 

قريب به پانصد سال پس ازحکومت سلجوقيان، شهر اصفهان که عرصه جنگ هاي بي شمار و تاخت و تازاقوام بيابان گردي چون مغول ها بود،بارديگرسايه حکومتي مقتدر را،حکومتي که از تبريز به قزوين و بالأخره به اصفهان رسيد، بر گستره خود احساس کرد. حکومت صفويه، که به اعتقاد بسياري صاحب نظران، نخستين حکومت ملّي در ايران است، به وسيله انتخاب يک زبان و مذهب واحد، در سايه تماميت خواهيِ شيعي خود، توانست گستره امپراتوري ايران را انسجام بخشد و مفهوم نوين «دولت» را پي ريزي کند.
ساختار شهر صفوي- (نقشه هاي2 تا 7) و در نقطه ي ثقل آن، مجموعه ي نقش جهان- به خصوص در مقايسه با شهر اصفهان قديم، تجلي بارز سازمان سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دوران صفويه است. دوراني که يکي از درخشان ترين دوران تاريخ ايران و اصفهان را، بخصوص ازلحاظ شکوفايي اقتصادي و هنر اين مرز و بوم،رقم زده است.

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

دوران پهلوي اول
 

با برافتادن سلسله صفويه، ايران بار ديگر صحنه تاخت و تازها و جنگ ها شد. هرچند صباحي،کساني مسند قدرت را در دست گرفتند،مدتي حکومت کردند و رفتند. اما هيچ کدام نتوانست ايران را به امپراتوري منسجمي،چنانکه در عهد صفوي بود، حتي نزديک کنند.
چنين بود تاحدود 300سال پس از صفويه، که انقلاب مشروطه، متأثر از تحولات جهان مدرن،شکل فرسوده حکومت قاجاري را مشروط به قوانين کرد و نهادهاي بي سابقه اي مثل مجلس شورا شکل گرفتند. اين، زمينه اي بود تا حکومت مقتدر ديگري، در شکلي مدرن و فراگير، بار ديگر شکل گيرد. فرمان مشروطه درسال1285خورشيدي امضاء شد و سرانجام درسال1299خورشيدي، سلسله قاجار، رسماً منحل گرديد.
رضاشاه پهلوي، سلسله ي پهلوي را درسال هاي اوليه اين قرن خورشيدي بنيان نهاد. در اين دوران، هرچند بسياري از دستاوردهاي مشروطه برباد شد،نهادهاي مدرن(مثل دانشگاه، ادارات، مدارس جديد و...) شکل گرفت و ايران، وارد مرحله جديدي شد. ورود ماشين به زندگي شهري، يکباره چهره شهرهاي بزرگ را عوض کرد. اصفهان در اين دوره، پايتخت نبود، اما به عنوان يکي از مهمترين شهرهاي ايران، از تحولات زمانه متأثر بود.(نقشه هاي8 تا 13)

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

دوران پهلوي دوم
 

مديريت شهري،چه دردوران پهلوي اول و چه در دوران پهلوي دوم(بخصوص در دهه چهل خورشيدي)، مديريتي بود که به گسترش شهر در سطح، خيابان کشي ها، ساختن بلوارها و... عنايت خاصي داشت. اين تصورات خام (که البته در دوران خود ارزش هاي خاص خود را داشت) و بي عنايتي دولت مردان پهلوي به بافت هاي قديمي و «ديوارهاي چينه اي»،اصفهان را منبسط کرد و سبب شد که شهر به موازات آنکه به بيرون از محدوده هاي خود گسترش مي يافت،ازدرون خالي و مخروبه شود. ايجاد خيابان هايي مثل خيابان عبدالرزاق، که بافت به هم تنيده شهر قديم را بريده است،تجلّي کالبدي نگرش هاي مديريت شهري آن روزگار است. در اوايل دهه پنجاه خورشيدي اما، هرچند بسيار آرام، مديريت شهري متوجه انبساط خطرناک شهرهاي بزرگ و فرسودگي بافت هاي قديم شد و اقدامات اندکي صورت گرفت.(نقشه هاي14 تا19)

دوران کنوني
 

دردوران کنوني(ازسال1357 تاکنون) نيز، روند مهاجرت روزافزون روستاييان به شهرها و گسترش شهرهاي بزرگ، که بخصوص از حدود دهه چهل خورشيدي آغازشده بود،همچنان ادامه يافته و از اين رو نه تنها توسعه افقي شهر به همه جهات(18)،شکل شهر را تحت تأثير قرار داده است. بلکه به دليل نبود برنامه ريزي دقيق، بافت هاي تاريخي شهرها نيز، که هويت شهر،به ويژه شهر اصفهان، محسوب مي شوند،رو به فرسودگي گذاشته است. همچنين ادامه احداث خيابان ها، کمربندي ها، ساخت و سازهاي بي رويه، بدون تطابق با طرح هاي شهري ازپيش انديشيده شده شکل شهر را ازنظر ساختاري- کالبدي (ارتباطات، فضاهاي شهري، ارتفاع بناها و...) تحت تأثير قرارداده است؛ تا جايي که اکنون به سختي مي توان مثلاً درمورد شهر اصفهان، از مقوله اي به عنوان «سيماي شهر»- به معناي مورد نظر کوين لينچ- سخن گفت.(نقشه هاي20 تا25)

درپايان مي توان گفت:
 

تحولات سيماي شهراصفهان در چهارمقطع زماني صفوي،پهلوي اول، پهلوي دوم و اکنون،با ارائه تصاوير و نقشه ها و ترسيم ها بررسي گرديد و نتايجي بدست آمد که به ترتيب عبارتند از:
-ساختارشهري که صفويه طرح انداخت، به مثابه ي رشته پيوندي است که نقاط عطف تاريخ را به هم پيوند مي زند. سازماني است که بارتاريخي اصفهان را به دوش مي کشد.
-دوران صفويه،نخستين دوره اي در تاريخ اصفهان است که شهر و سيماي شهر- به مفهومي که کوين لينچ از آن ياد مي کند- شکل گرفت.

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

-توسعه ي اصفهان در دوره اي از پهلوي اول، هم زمان با ورود ماشين به زندگي شهري بود و همين امر، چهره ي شهر و محلات آن را دگرگون ساخت.
-در دوره پهلوي دوم با ايجاد خيابان هايي، بافت هاي تاريخي به هم تنيده شهر قديم، بريده شد و با انبساط شهر در سطح، بافت قديم، فرسوده و فرسوده تر شد.
-در ادامه دو دوره پيشين، در دوره کنوني، با توسعه شهر به تمام جهات و احداث خيابان ها و ساخت و سازهاي بي رويه، شکل شهر ازنظر ساختاري- کالبدي تحت تأثير قرار گرفت. درمورد شهراصفهان امروز به سختي مي توان از مقوله اي به عنوان «سيماي شهر»- به معنايي که «کوين لينچ» مراد مي کند-سخن گفت. البته در طرح هاي شهري امروز با نگرش مديريت شهري در ارتقاي کيفيت فضاهاي شهري اصفهان، ارائه طرح هاي شهري در راستاي وصول به اين هدف درحال پيگيري است.

پايداري کالبد شهر اصفهان(1)

پي‌نوشت‌ها:
 

1-بخش اول مقاله نگارنده باعنوان: «پايداري کالبد شهر» در مجله دانش نما، شماره97-99، صفحات73 تا 76 درسال1382 به چاپ رسيده است.
2-کارشناس ارشد معماري، دکتري شهرسازي، استاديار دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان.
3-سيمايي تمامي ويژگي هاي سيماي شهر را شامل مي شود.
4-اطلاعات پردازش شده در ذهن(تصوير ذهني از محيط يا فضاي مورد ادراک) را «سيما» گويند. اين اصطلاح را که درمقابل ترجمه لغت Image کتاب سيماي شهر لينچ به عاريت گرفته شده است، نمي بايد با اصطلاح منظريا Space اشتباه گرفت.(جهانشاه پاکزاد.1385).«اصول و ضوابط طراحي فضاي شهري،بخش اول: مباني نظري»، تهران: وزارت مسکن و شهرسازي.
5-به نظر مي رسد واژه «مسير» براي اين مقصود مناسب تر است.
تمام عباراتي که در اين قسمت درداخل « » آمده است، از ترجمه ي فارسي کتاب «سيماي شهر» نقل شده است.
6-منوچهر مزيني. (1373). «مقالاتي در باب شهر و شهرسازي»، تهران: دانشگاه تهران. صص262، 261.
7-همان، صفحه ي262.
8-اقتباس:اسماعيل شيعه. (1376). «مقدمه اي برمباني برنامه ريزي شهري»، انتشارات دانشگاه علم و صنعت، چاپ هفتم. صفحه37.
9-هانري استيرلن. (1377). «اصفهان، تصوير بهشت (Vers Ispahan)»، ترجمه: جمشيد ارجمند، نشر فرزان، چاپ اول،ص50.
10-«آثار معماري سنتي ايران، بخش دوم، دوران اسلامي»، سازمان جغرافيايي، وزارت دفاع، تصوير42.
11-سيد غلامرضا وزين. (1378). «تکنيک شهرسازي. مجموعه مباحثي در زمينه برنامه ريزي و طراحي شهري»، نشر درخشش. چاپ اول. صص129-130.
12-هانري استيرلن. (1377). «اصفهان، تصويربهشت»، ترجمه: جمشيد ارجمند، نشر فرزان، چاپ اول، ص50.
13-هانري استيرلن. (1377). «اصفهان، تصوير بهشت (Vers Ispahan)»، ترجمه: جمشيد ارجمند، نشر فرزان، چاپ اول، ص49.
14-همان، ص49.
15-همان، ص49.
16-وزارت مسکن و شهرسازي، اداره کلّ مسکن و شهرسازي استان اصفهان، (1372).«گزارش طرح بهسازي محله جماله ي اصفهان».
17-گزارش بهسازي تخت پولاد اصفهان(1381). مهندسان مشاور ابردشت.
18-ايجاد شهرک هاي اقماري جديد در اطراف اصفهان،در توسعه ي افقي شهر بي تأثير نبوده است.
 

منبع:نشريه دانش نما ،شماره 162-161.


|+|نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن1390 ساعت 12:2 توسط حامد بهادر | 
مفهوم منظر فرهنگی
مقوله منظر فرهنگی یکی از مسائل مهجور و در عین حال مهم در عرصه فرهنگ و میراث فرهنگی می باشد که نسبت به مقوله مرمت و حفاظت میراث فرهنگی پدیده ای نو ظهور است.در ادامه به خلاصه ای از تعاریف و مفاهیم این حیطه از منظر یونسکو می پردازیم.

منظر فرهنگی به منطقه جغرافیایی‌ای گفته می‌شود که چشم‌انداز آن حاصل کار مشترک طبیعت و انسان باشد.۱ رابطه طولانی میان بشر و محیط زیست وی، موجب تعامل فرهنگی نزدیکی میان این دو بوده و به منظور حفظ تنوع و گوناگونی این تعامل، مناظر فرهنگی به عنوان میراث جهانی ثبت می‌شوند.۲  تا کنون ۶۶ منظر فرهنگی جهانی در یونسکو به ثبت رسیده‌است.۳ مناظر فرهنگی به طور عمده به سه گروه اصلی زیر دسته‌بندی می‌شوند.۴

  • آثاری که تماما و عامدانه به شکل امروزین به دست بشر ساخته شده‌اند.
  • آثاری که در اثر یک نیاز اولیه ایجاد شده و در طول زمان به شکل فعلی درآمده‌اند.
  • آثاری طبیعی که به دلیل وجود یک ویژگی مذهبی و یا هنری برای بشر ارزش فرهنگی خاصی یافته‌اند.
  • مفهوم منظر فرهنگی نخستین بار در سال 1992 توسط کمیته میراث جهانی یونسکو به رسمیت شناخته شد.
  • از نخستین مناطقی که تحت این عنوان در فهرست جهانی به ثبت رسیدند می توان به پارک ملی کاکادو در شمال استرالیا اشاره کرد که در سال 1992 میلادی به ثبت رسیده است.
  • از مجموعه هایی که تحت عنوان منظر فرهنگی در داخل ایران به ثبت رسیده است می توان به شهر بم و منظر فرهنگی آن اشاره نمود.


 

  1.  «Cultural Landscape». World Heritage(یونسکو)
  2.  «Protecting Cultural Landscapes». National Park Service. ۲۰۱۰.
  3.  «Cultural Landscape». World Heritage(یونسکو)
  4.  →Cultural landscape 


|+|نوشته شده در جمعه 11 آذر1390 ساعت 10:23 توسط حامد بهادر | 
فعالیت مجدد وبلاگ مرمت
با سلام

به همت بعضی از دوستان فارغ التحصیل مرمت و برخی عزیزان دانشجو،وبلاگ مرمت دانشگاه آزاد همدان در نظر دارد فعالیت خود را دوباره آغاز نماید.ضمن اینکه از دوستان عزیز و علاقه مندان دعوت به همکاری می شود بسیار مشتاقیم تا نظرات دانشجویان سابق و مهندسین کنونی و دانشجویان امروز و مهندسان آینده و تمامی دوستداران این عرصه را در مورد راه اندازی مجدد وبلاگ پذیرا باشیم.

با تشکر


|+|نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1390 ساعت 13:36 توسط حامد بهادر | 
حذف انجمن علمی مرمت!!!!

به نام خدا

شنیده شدن خبرهای عجیب و ناگهانی جزئی جدا نشدنی از سرنوشت رشته مرمت در دانشگاه آزاد همدان است و اما در آخرین نمونه از این دست اتفاقات(که بین خودمان بماند)حذف و معلق شدن انجمن  علمی مرمت در این دانشگاه است.انجمنی که در دوره هایی به سختی به برنامه ریزی و اجرای برنامه های متنوع و مفید می پرداخت به همت دانشجویان مشتاق مرمت!! و درایت مسئولین و اساتید محترم!!! سرنوشتی تقریبا بلاتکلیف دارد.و عجیب ی این بیت شعر افتاده ام که:

هر دم از این باغ بری می رسد

تازه تر ز تازه تری می رسد


|+|نوشته شده در سه شنبه 23 آذر1389 ساعت 7:51 توسط حامد بهادر | 
معماری ارگانیک

خانه آبشار ( کوفمن )

abs معماری ارگانیک

معماری فقط نوعی فعالیت رویداد یا مجموعه ای از دست سازها نیست حتی هنر صرف هم نیست . معماری برای تمام امور انسانی بنیادی و اساسی است و از همان آغاز تمدن ایجاد شده است چرا که بدون آن امکان بوجود آمدن تمدن یا فرهنگی وجود نداشت. معماری اجتناب ناپذیر جهانی بی پایان و نیاز ابتدایی است . دامنه ی معماری از بدوی ترین شکل سکونت در غارها تا پیچیده ترین نوع ساختمانها را در بر می گیرد.

به عقیده ی بن فارمر معماری هنری است که نمی تواند خود را از شرایط بافت پیرامون جدا نگه دارد شرایطی که نا گزیر باید به آن توجه کند هر مکانی ویژگی خاص خود را دارد و پاسخ منحصر به فرد را می طلبد . با رشد توسعه ی سرمایه و ثروت تعداد مشتریان معماری افزایش یافت و مسئله ی دست یافتن به خصوصیات اصیل در معماری بومی باشدت بیشتری نمایان گشت .علیرغم اینکه مسائل اقتصادی در نهایت اثرات خود را به موضوع معماری وارد نموده اند اما منبع اصلی و بی واسطه ی موثر دگرگونی ایده ها و نظریات در معماری را بیشتر فلسفی باید دانست.

 

آرمان های عملکردگرایانه

یکی از کنجکاو ترین و دور از دسترس ترین پدیده های نیمه ی قرن نوزدهم نیاز گسترده و مصرانه در تقاضای یک معماری جدید بود که در حدود سال۱۸۹۰ به اوج خود رسید زمانیکه گستره ی تجاری فولاد و بتن مصلح توصعه ی قابل ملاحظه ای یافت. نیاز به پاسخ گویی به خواسته ها ی جدید از جمله نیاز به ساختمان های صنعتی ، راه آهن ، مرکز خرید، زندان ها ، بانک ها ، کار خانه جات، خانه های شهری ، خانه های کارگری …که ناشی از صنعتی شدن بود عمدتا  خطوط و فرمها تناسباتی منتهی شد که در الفبای معماری ما جایی نداشته بود .

مبلغینی نظیر جیمز فرگوسن در نظریه های خود پا را از تحول تدریجی فرمهای کلاسیک و قرون وسطایی فراتر نهاده اند او معماری معاصر شرقی را به واسطه ی تداوم ظهورش در تطابق با یک سنت پایدار میشود  و آنچه فرگوسن و پیروانش میخواستند دگرگونی بود در راستای دگرگونی های اجتماعی و فنی که  در تمدن جدید در شرف وقوع بود و سفارش دهندگان و مشتریان آخرین افرادی بودند که در طلب یک دگرگونی بودند . در قرن نوزدهم معماران و اندیشمندان برای به ظهور رسانیدن معماری جدید به نتیجه ی مهمی رسیدند و به قیاس معماری با مقوله های مختلف پرداختند که قیاس های عملکردی مهمترین قیاس بودند که عبارت است از

قیاس معماری با موجودات زنده

قیاس زیست شناسی

قیاس معماری باماشین مکانیکی

قیاس زیست شناسانه

شاید بتوان گفت که برای اولین بار این بوفن بود که در سخنرانی خود در آکادمی فرانسه در باغ موضوع سبک از قیاس های زیست شناسانه در توضیح مقصود خود استفاده کرد گفت : ذهن انسان هرگز قادر به خلق چیزی نیست مگر اینکه ذهن او از طریق انجام تجربیات و تمرکز افکار پرورانده شده باشد بدان معنی که ادراکات او نطفه های محصول او را شکل میدهد.

فرانک لوید رایت در مقتله ای باد عنوان در باب علت معماری گفت : منظور من از معماری ارگانیک آن است که این معماری از درون به بیرون در هماهنگی با شرایطی که ایجاد آن را میسر میدارد توسعه میابد .همچنین از ایده ی تکامل تدریجی به مثابه یک تفکر نوین در قیاس زیست شناسانه میتوان استفاده کرد این تکامل تدریجی عینا در مورد معماری نیز مصداق دارد.

همانطوریکه معماری رم تکامل یافته ی معماری یونان با معماری دوره های بعد از مسیحسیت تکامل یافته ی دوره های قبل خود میباشد نظریه ی تکامل  نظریه ی مکتبتبعیت عملکرد از فرم را  تائید میکند و این نظریه را ارائه میکند که ابتدا فرمها بوجود آمدند سپس عملکردها و اگر دگرگونی در فرمها به وقوع میپیوندد به واسطه ی عدم توانایی عملکردی فرمها به وقوع میپیوندد و فرمهای فاقد عملکرد قادر به بقا نیستند.

این قیاس سرانجام منجر به پیدایش معماری ارگانیک درقرن ۱۹ شد.

معماری ارگانیک

بینش معماری ارگانیک ریشه در فلسفه رمانتیک دارد.رمانتیسم یک جنبش فلسفی هنری و ادبی در اواخر قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی در شمال غربی اروپا بودکه به سایر نقاط اروپا و آمریکا سرایت کرد. این جنبش واکنشی در مقابل خرد گرایی عقل مدرن بود. رمانتیک ها همانند پیروان تفکر کلاسیک به ذهن انسان اعتقاد داشتند. ولی رمانتیک ها به آن بخش از ذهنتوجه داشتند که بیشتر در باره احساس وعواطف بود.درصورتی که برای فلاسفه کلاسیک عقل و منطق اهمیت داشت.

نکته حائز اهمیت این که اکثر فلاسفه رمانتیک شاعر بودند و به تجلیل از طبیعت عواطف وتخیل می پرداختنددر حالی که اکثر فلاسفه کلاسیک ریاضیدان بودند. برای نطریه پردازان قرن نوزدهم آمریکا که به دنبال زیبایی مدرن بودند طبیعت تنها فلسفه صحیح تلقی می شدهنرمند می بایست ترکیبی می ساخت که به موازات طبیعت باشد و پروسه حیات و رشد و توسعه را به صورتی انتزاعی نشان دهد.

رالف والدو امرسون نویسنده شاعر و کشیش آمریکایی هنرمندان را تشویق می کرد که از طبیعت الهام بگیرند.وی هنرمندان را برای یافتن رابطه بین فرم و عملکرد  در طبیعت هدایت می کرد او می نویسد :طبیعت سیستمی از فرم ها و روش های به وجود آوردن را خلق می کند که مستقیما قابل تطبیق در هنر است. همچنین ویوله لودوک معمار معروف فرانسوی معماران را ترغیب می کرد که قوانین طبیعی خلقت را به کار گیرند همانند مجسمه سازان قرون وسطی که گیاهان و حیوانات را مطالعه می کردند تا بفهمند که چگونه فرم های آنها یک عملکردی را نشان می دهند و یا خود را با خصوصیات ارگانیسم تطبیق می دهند.

معماری ارگانیک در آمریکا در قرن ۱۹ توسط فرانک فرنس و لویی سالیوان شکل گرفت.اوج شکوفایی این نظریه را می توان در نیمه اول قرن بیستم درنوشتارها وطرح های فرانک لوید رایت مشاهده کرد. به اعتقاد فرانک فرنس بر اساس نظریه ارگانیک همه فرمها طبیعی پویا هستند.نیروها وفشارهایی که در ساختار یک حیوان دخیل هستند کشش ماهیچه ها و مفاصل هنگامی که موجود حرکت می کند طرح  رشد و گسترش که در فرم گیاهان و صدف ها دیده می شود تصویری از یک شکل زنده است.اگر یک کار هنری بخواهد بیان کننده باشد باید به صورت ارگانیک ساخته شود.اجزا آن نمی توانند به صورت بخش های مجزا باشند بلکه آنها باید در یک سیستم پویا و شکل پذیر در یکدیگر ادغام شده باشند بیان در معماری باید در حل کردن نیروهای فیزیکی که در یک کالبد ارگانیک عمل می کند صورت می گیرد. سالیوان از پایه گذاران مکتب شیکاگو ومعماری مدرن درآمریکا بود وی اعتقاد بسیار زیادی به فرم های طبیعی و سبک ارگانیک داشت.سالیوان به روشی معتقد بود که مشابه پروسه به وجود آوردن در طبیعت بود.او برای اولین بار اصطلاح فرم تابع عملکرد را بیان نمود.یعنی سالیوان فرم تابع عملکرد را در پروسه رشد و حرکت طبیعی می دید.

سالیوان در مورد مصالح می گفت :سنگ و ملات در ساختمان ارگانیک زنده می شود.موضوعی که فرانک لوید رایت شاگرد وی بهتر از هر معمار معاصر دیگری آن را در ساختمان هایش نشان داده است. رایت اگر چه با تکنولوژی مدرن مخالفتی نداشت ولی وی آن را به عنوان غایت و هدف تلقی نمی نمود.به اعتقاد رایت تکنولوژی وسیله ای است برای رسیدن به یک معماری والاترکه از نظر وی همانا معماری ارگانیک بود.

رایت در ۲۰ مه ۱۹۵۳ در تلیسین معماری ارگانیک را در نه عبارت ذیل تعریف کرد:

۱- طبیعت: فقط شامل محیط خارج مانند ابرها درختان و حیوانات نمی شود بلکه شامل داخل بنا و اجزا و مصالح آن می باشد.

۲- ارگانیک: به معنای همگونی و تلفیق اجزا نسبت به کل وکل نسبت به اجزا است.

۳- شکل تابع عملکرد:عملکرد صرف صحیح نمی باشد بلکه تلفیق فرم و عملکرد و استفاده از ابداع وقدرت تفکر انسان در رابطه با عملکرد ضروری است.فرم و عملکرد یکی هستند.

۴- لطافت:تفکر و تخیل انسان باید مصالح وسازه سخت ساختمان را به صورت فرم های دلپذیر و انسانی شکل دهد.همان گونه که پوشش درخت و گل بوته ها شاخه های آنها را تکمیل می کند.مکانیک ساختمان باید در اختیار انسان باشد و نه بالعکس.

۵- سنت: تبعیت و نه تقلید از سنت اساس تفکر معماری ارگانیک است.

۶- تزئینات: بخش جدائی ناپذیر از معماری است.رابطه تزئینات به معماری همانند گل ها به شاخه های بوته می باشد.

۷- روح: روح چیزی نیست که به ساختمان القا شود بلکه باید در درون آن وجود داشته باشد و از داخل به خارج گسترش یابد.

۸- بعد سوم: بر خلاف اعتقاد عمومی بعد سوم عرض نیست بلکه ضخامت و عمق است.

۹- فضا: عنصری است که دائما باید در حال گسترش باشد.فضا یک شالوده پنهانی است که تمام ریتم های ساختمان باید از آن منبعث شود و در آن جریان داشته باشد.

شاهکار معماری فرانک لوید رایت ونظریه ارگانیک را می توان در خانه آبشار در ایالت پنسیلوانیا در آمریکا دید.موارد طراحی و اجرایی را که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان درهشت مورد زیر اشاره کرد.

۱- حداقل دخالت در محیط طبیعی

۲- تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشد.

۳-ایجاد فضاهای بین ساختمان و محیط طبیعی

۴- تلفیق فضای داخل با خارج

۵- نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه های اتاق

۶- استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل بنا چه در خارج بنا

۷- نمایش مصالح به همان گونه که هست چه سنگ چه چوب و یا آجر

۸- استمرار نمایش مصالح از داخل به بنا

از نظر رایت ارگانیک یعنی تلفیق شدن کل مجموعه و در مورد ساختمان ارگانیک معتقد بود: ساخته شده توسط افراد از درون زمین با تمهیداتی که خود در نظرمی گیرند و با توجه به زمان مکان محیط و هدف. از جمله معماران مطرح این سبک در آمریکا در حال حاضر فی جونز است.هرچند معماری ارگانیک بر خلاف کارهای میس و کوربوزیه صورتی جهانی به خود نگرفت ولی با این حال پیروانی در سایر کشورها پیدا کرد.در اروپا می توان از هوگوهرینگ و هانز شارونآلمانی آلوار آلتو فنلاندی وگروه دیستیل در هلند نام برد.در ایران هم می توان در کارهای مهندس هوشنگ سیحون – مهندس پاسبان – مهندس مهرداد ایروانیان نمونه هایی ازاصول طراحی معماری ارگانیک را مشاهده کرد.

ارتباط معماری با ارگانیسم های طبیعی به طور موثر به ۴ مورد محدود میشود:

۱- رابطه ی ارگانیسم ها با محیط خود

۲-وابستگی بین ارگانها با یکدیگر

۳- رابطه ی بین فرم و عملکرد

۴- اصل حیات

رابطه ی ارگانیسم با محیط خود و قیاس آن با معماری

فون هامبولت معتقد است که گیاهان را نباید با توجه به ویژگی های ذاتی طبقه بندی کرد بلکه بر اساس محیط و اقلیم پرورش آن را باید بررسی کرد که در این زمینه بسیار شبیه معماری است. به این ترتیب که معماتری را باید با توجه به موقعیت منطقه ای بررسی کرد نه نوع عملکرد آن ویژگی های محیطی درفرم تاثیر مستقیم دارد به عنوان مثال معابد یونان با معابد ژاپن تقریبا دارای یک نوع عملکرد ولی ساختار و فرم کاملا متفاوتی دارند.

وابستگی بین ارگانها و رابطه ی آن ها با یکدیگر شاید بتوان آن را به مثابه ارتباط بین بخش های مختلف یک ساختمان توجیه کرد به نظر ویکدو  ازیر بخش های یک ساختمان را به مثابه دندان های یک حیوان تشبیه کرده است که گویای نوع خاصی از ساختار زنده و روند هضم می باشد و منطبق بر نحوه ی زندگی او شکل یافته و دقیقا هر قسمت تکمیل کننده ی قسمت دیگر است بخشها و ارتباطات بین بخشها بیانگر نوع عملکرد یک بنا می باشد .

رابطه ی بین فرم و عملکرد

مهمترین واقعیت مهم زیست شناسانه ای که در ارتباط با معماری قابل قیاس مینماید مقوله ی ارتباط فرم با عملکرد را شامل می شود . نظریه ای که گویای تبعیت فرم از عملکرد است به شدت توسط آن دسته که به تبعیت عملکرد از فرم معتقد بودند مورد اعتراف قرار میگیرد و هیچ کس ارتباط بین فرم و عملکرد را انکار نمیکرد از لحاظ قیاس عملکردی رابطه ی بین فرم و عملکرد به مثابه ضرورتی برای زیبا بودن قلمداد می شود. همانگونه که به لحاظ قیاس زیست شناسانه این رابطه به معنی داشتن حیات است.

بودلر در سال ۱۸۵۵ گفت : زیست شناسان بهترین کسانی هستند که میدانند بین فرم و عملکرد چه ارتباط تحسین بر انگیزی است و بسته به موقعیت و نوع عملکرد هر حیوان ، ارگانیسم اعضا و فرم آن ارگانیسم تغییر می کند. به نظر فرانک لوید رایت معماری ارگانیک به معنی معماری زنده است معماری که درآن هر گونه فرم بی خاصیت همانند بخشی از روند رشد یک موجود از سیستم حذف می شود و معماری در آن هر عنصر و هر جزئی از عناصر در ارتباط با وظیفه ای که بایستی به انجام برسانند شکل می گیرد .

سر دبیر یکی از مجلات معماری در سال ۱۸۶۳ گفته بود که ما این معماری را معماری ارگانیک مینامیم زیرا این معماری در ارتباط با مکاتب تاریخی والتقاطی حاوی همان رابطه ایست که زندگی سازمان یافته ی حیوانات و گیاهان با موجودیت سازمان نیافته ی زمین و محیطی که جهان را شکل داده است بر قرار نموده است .

در آخر اینکه معماری دیگر بهانه ای برای فراموشی همجواری خود با دیگر عناصر موجود در دست ندارد ولی از طرف دیگر با پذیرش کلی فلسفه ی عملکرد گرایی دیگر نیازی به ارتکاب به آنچه که در دوران معماری انقلابی که بی توجهی به نیازمندی های کاربردی و منطق ساختاری و توجه به ایده های فرمال به گونه ای اسف بار و اهانت آمیز هنر خوانده میشد وجود ندارد . وقتی چنین ساختمان هایی در شهرهای ما پهلوی هم گذاشته میشوند مصداقی مسرت بخش از پی ریزی شایستگیها و  مناسب بودن جلوه گر میشود ولی در عین حال حاوی پیام هشدار دهنده نیز هستند وآن اینکه در معماری ضرورتا تنها شایستگی و  مناسب بودن نیست که بقا را تضمین می کند .

قیاس مکانیکی

از جمله قیاس هایی که اهمیت زیاد دارد قیاس بین ساختمان و  ماشین مکانیکی به لحاظ تاریخی حتی میتوان گفت که این قیاس برتری و ارجحیت خاصی دارد بخصوص زمانیکه ما حاوی بودن یک عملکرد را به مثابه یک نظریه یی بنیادی در وجود زیبایی مد نظر داشته باشیم. در اوایل قرن نوزدهم هنری میلن -ادواردز سعی کرد به ویژگیهای ارگانیک فرمها از طریق بررسی انها به مثابه یک ماشین دست یابد .

امروزه با قیاس های مکانیکی عمدتا به واسطه ی نظریات لوکوربوزیه که در کتابی با عنوان به سوی یک معماری جدید منتشر شده است و آنچه که او نمایانده است حاوی یک پیشینه ی متمایز و طولانی است و  نام لوکوربوزیهن غالبا با کلمه ی عملکرد گرایی تشخص یافته و خانه را یک نوع ماشین فرض می کند .

فردریک اچلر به عنوان مقدمه در ترجمه ی انگلیسی کتاب لوکوربوزیه نوشت در مهندسی مکانیکی مدرنو فرمهاد عمدتا در ارتباط با عملکردشان توسعه می یابند بدین لحاظ طراح یا مخترع شاید حتی کوچکترین توجهات خود را به اینکه در نهایت فرمهایی که طرح می کند چگونه خواهد بود معطوف نمی دارد و از آنجایی که او دارای یک غریزه ی طبیعی نا خود آگاه خواهان نظم می باشند و برای اچلر اصالت مندرجات کتابهای لوکوربوزیه این بود که خواننده را وادار می ساخت که به پارتنون یا سن پیترو یا رم به گونه ای نگاه کند که به یک اتوموبیل خیره می شود چنانچه این ساختمان ها با توجه به خصوصیات عملکردی و تجسمی آنها مورد مطالعه قرار گیرند با ظاهری کاملا نوین جلوه خواهند کرد .

تردیدی نیست که شعار لوکوربوزیه مبمنی بر اینکه یک خانه ماشینی است برای زندگی کردن در تاثیری بسیار قویی و تعیین کننده ای برتمایل طبیعی قرن بیستم گذاشته باشد . در قیاس مکانیکی یکی از فاجعه آمیز ترین نتایج حاصله از این قیاس ضروری است که ذکر شود و آن این واقعیت است که با ساختمان غالبا به عنوان موجودات یا اشیا تنها ومنزوی رفتار میشود که به گونه ای اختیاری در محوطه یا نقطه ای از شهر استقرار یافته است نه به عنوان بخشی از محیط که در آن جایگزین شده است.

در قیاس مکانیکی به گونه ای نا خواسته و ندانسته بر نقطه نظری کاملا متضاد تکیه زده میشود کشتی ها هواپیماها ، اتومبیل ها برای مکان جغرافی دقیق و خواصی طراحی نشده و با نقطه نظر ضرورت وجود ارتباط فضایی بین آنهاد طراحی نمیشوند و این نحوه ی بر خورد است که منجر به افزایش تمایل به طراحی ساختمان به صورت منفک و مجرب به مثابه موجودی تنها در فضا شده است.


|+|نوشته شده در پنجشنبه 11 آذر1389 ساعت 7:50 توسط حامد بهادر | 
پنج اثر ميراث معنوي جمهوري اسلامي ايران در کنيا جهاني شدند

 


ساعاتي پيش، پنج اثر مربوط به حوزه ميراث معنوي کشور جمهوري اسلامي ايران در پنجمين نشست کميته بين الدولي پاسداشت ميرا ث معنوي به فهرست ميراث جهاني افزوده شدند.

معاون حفظ، احيا و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري که اکنون در شهر نايروبي؛ پايتخت کشور نايروبي، محل برگزاري پنجمين نشست کميته بين الدولي پاسداشت ميراث معنوي به سر مي برد با اشاره به حضور شايسته و مقتدرانه جمهوري اسلامي ايران در سال گذشته و ثبت جهاني پرونده بين المللي نوروز و رديف موسيقي ايراني به ميراث آريا(chtn)افزود: امسال نيز جمهوري اسلامي ايران با حضوري شايسته و مقتدرانه تر توانست پنج اثر خو با عناوين آيين هاي معنوي تعزيه، آيين هاي پهلواني، موسيقي مقامي بخشي هاي شمال خراسان و نيز مهارتهاي سنتي بافت فرش کاشان و فارس را در فهرست ميراث جهاني ثبت کند.

مسعود علويان صدر در توضيح اين مطلب افزود: در مجموع، 45 اثر از سوي 130 کشور عضو کميته جهاني ميراث ناملموس ارائه شده بود که از اين تعداد، پنج اثر متعلق به کشور جمهوري اسلامي ايران بود.

اين مقام مسئول تاکيد کرد: ايران در مقايسه با ساير کشورهاي عضو، بيشترين تعداد پرونده را به پنجمين نشست کميته بين الدولي پاسداشت ميرا ث معنوي ارائه کرده بود.

وي در توضيح آيين معنوي تعزيه با اشاره به ويژگي هاي خاص اين هنر فرهنگي ديني گفت: اين مراسم در پاسداشت ياد و نام حضرت ابا عبداله الحسين (ع) در ماه محرم، همواره مورد توجه و احترام شيعيان و دوستداران اهل بيت بوده است.

علويان صدر، ثبت جهاني آيين معنوي تعزيه در روز عرفه و در آستانه فرارسيدن ماه محرم را مناسبتي خجسته و مبارک عنوان کرد.

معاون حفظ، احيا و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي در توضيح آيين پهلواني و زورخانه اي، نمايش اين آيين را بيانگر فتوت و جوانمردي ايرانيان دانست و گفت: نام و ياد مولاي متقيان؛ علي (ع) همواره در اشعار و موسيقي موجود در اين آيين متجلي و نمايان است.

اين مقام مسئول در سازمان ميراث فرهنگي، موسيقي بخشي هاي شمال خراسان را يکي از موسيقي هاي فولکلوريک و بومي اين منطقه عنوان کرد و افزود: امسال دو پرونده مربوط به صنايع دستي ايران با عناوين مهارت هاي سنتي بافت فرش کاشان و مهارت هاي سنتي بافت فرش فارس به عنوان هنرهاي مربوط به صنايع دستي ايران، نام و نشاني جهاني به خود گرفتند.

علويان صدر ادامه داد: هر يک از پرونده هاي ياد شده دربرگيرنده مدارک اصلي، مطالعات و تحقيقات جامع و کامل، تصاوير مرتبط به هر اثر و دو فيلم 10 دو 30 دقيقه اي بود که به کميته بين الدولي پاسداشت ميراث معنوي ارائه شده بود.

به گفته وي؛ مي توان گفت که امسال با ثبت جهاني پنج اثر ياد شده، ايران در مجموع موفق شد هفت اثر ميراث معنوي خود را در فهرست ميراث جهاني بيافزايد.

معاون حفظ، احيا و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي، ثبت جهاني پنج اثر مورد اشاره را به جامعه ولايتمداران و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت و نيز جامعه ورزشکاران و هنرمندان صنايع دستي تبريک گفت.

وي اين رويداد مهم را گامي موثردر راستاي اعتلاي نام و ياد اسلام شيعي و ايران اسلامي در عرصه جهاني دانست که همواره معاني و محتوياتي غني در حوزه هاي ميراث معنوي تداعي مي کنند.

يادآور مي شود؛ اين اجلاس از روز دوشنبه؛ 24 آبان ماه آغاز بکار کرد و تا روز جمعه 28 آبان ماه ادامه دارد.

|+|نوشته شده در پنجشنبه 27 آبان1389 ساعت 7:51 توسط حامد بهادر | 
با مرمتگران_قسمت سوم

 معرفی جناب آقای دکتر مرادی*

 نام و نام خانوادگي:دکتر اصغر محمدمرادي

  مرتبه علمي: دانشيار                                                                 

  مسئوليت اجرايي فعلي: مدير گروه مرمت دانشگاه علم و صنعت ایران                                            

 

 دكتر مرادي

 

 

  مدارك تحصيلي رشته تحصيلي تاريخ اخذ محل تحصيل

  دكتري معماري 1978-1357 تير رم ـ دانشكده معماري رم

  تخصص مرمت 1981-1360 آبان رم- يونسكو- موسسه ايكروم

  فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي:

  سوابق تدريس:

  1ـ تدريس در دانشكده معماري و شهرسازي ـ دانشگاه علم و صنعت ايران (آبان 1364 تا كنون)

  2ـ تدريس در دانشكده هنرهاي زيبا ـ دانشگاه تهران ـ دوره دكتراي معماري ـ گرايش مرمت

  (فروردين 1373 الي بهمن ماه 1373)

  3ـ تدريس در دانشكده هنرهاي زيبا ـ دانشگاه تهران ـ دوره كارشناسي ارشد مرمت ـ آسيب شناسي بناها و بافتهاي تاريخي 2. شناخت بافت هاي تاريخي (1382 الي 1384)

  4ـ تدريس در دانشكده ميراث فرهنگي ـ دوره كارشناسي مرمت ابنيه ( از سال 1375 تا 1382)

  5ـ راهنمايي پايان نامه هاي دوره كارشناسي ارشد مرمت در دانشگاه آزاد تهران

  6ـ راهنمايي پايان نامه هاي دوره كارشناسي مرمت در مركز عالي ميراث فرهنگي

  7ـ راهنمايي پايان نامه هاي دوره كارشناسي ارشد معماري در دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه علم و صنعت ايران

  8ـ تدريس در دوره دكتراي معماري ـ دانشگاه علم و صنعت ايران (از سال 1380 تا كنون)

  9ـ راهنمايي تز دكتراي معماري ـ گرايش مرمت ـ دانشگاه علم و صنعت ايران (از سال 1380 تا كنون)

 

  عناوين مقالات:

  1ـ علل زوال بافتهاي فرسوده شهري و لزومژ بهسازي آنها

  وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري اصفهان ـ دانشكده پرديس 31-29 تير 1371

  2ـ انواع بهسازي بافتهاي قديم

  وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري اصفهان ـ دانشكده پرديس 31-29 تير 1371

  3ـ شيوه هاي مرمت شهري

  وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري اصفهان ـ دانشكده پرديس

  31-29 تير 1371

  4ـ طرحهاي بهسازي بافتهاي شهري (1)

  وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري اصفهان ـ دانشكده پرديس

  31-29 تير 1371

  5ـ مروري بر تجارت تاريخي ـ فضايي كالبد شهرها

  وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري تبريز ـ شهرداري تبريز

  13-11 آبان 1371

  6ـ طرحهاي بهسازي بافتهاي شهري (2)

  وزارت مسكن و شهرسازي ـ مركز آموزش سمينار آموزشي آشنايي با مباني بهسازي و نوسازي بافتهاي قديم شهري تبريز ـ شهرداري تبريز

  13-11 آبان 1371

  7ـ احياء بافت تاريخي نائين و مشكلات اجرايي آن

  سمينار بررسي راههاي عملي اجراي تبصره 23 قانون بودجه وزارت مسكن و شهرسازي سازمان ميراث فرهنگي كشور

  14-13 آذر 1370

  8ـ شهر قديم كرمان و مرمت شهري آن و جايگاه محور تاريخي شهر

  سمينار كرمان شناسي ـ مركز كرمان شناسي استانداري كرمان مسجد جامع كرمان

  27-23 مهر 1371

  9ـ طرح بازسازي و ساماندهي قسمتهاي فرسوده بازار زنجان

  سمينار حفظ و احياء بازارهاي كشور تبريز ـ سازمان ميراث فرهنگي مهر 1368

  10ـ نگرشي ويژه بر بافت قديم به مثابه ميراث فرهنگي

  مجموعه مقالات سمينار تداوم حيات دربافت قديم شهرهاي ايران ـ دانشگاه علم و صنعت ايران 1372

  11ـ شناخت، معرفي و طرح ساماندهي محوطه تاريخي طبيعي بيستون

  سازمان ميراث فرهنگي كشور مجله اثر شماره 28 سال 1376

  12ـ بازار قديم زنجان، اصول حاكم بر ساماندهي و بازپيرايي آن

  30 خرداد الي 1 تير 1375

  سمينار معماري، شهرسازي، ابنيه تاريخي

  ارسال در تاريخ 23/1/75

  مكان: دانشگاه زنجان ت گنبد سلطانيه

  دانشگاه زنجان و دانشگاه مهندسي عمران جمهوري آذربايجان

  13ـ تحليلي موردي از خانه هاي قديمي نائين و محمديه و اصول جامع حاكم بر نحوه طراحي آنها

  كنگره بين المللي تاريخ معماري و شهرسازي ايران

  ارگ بم ـ اسفند 1374

  14ـ قناتهاي نائين و محمديه قديم و نقش آنها در سازمان معماري و شهرسازي

  كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران ارگ بم 1374

  15ـ زندگي جديد و كالبد قديم

  مجله كرمان شناسي بهار 1370

  16ـ بازارا قديم شهر كرمان و محور تاريخي شهر

  سمينار محورهاي فرهنگي تاريخي قزوين ـ مسجد جامع خرداد ـ تير 1376

  17ـ كنكاشي پيرامون شهر قديم كرمان با استناد به شواهد مكتوب و آثار معماري و شهرسازي

  دومين كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران

  ارگ بم 29-25 فروردين 1378

  18ـ معرفي مسجد بانو در زنجان

  (اصغر محمدمرادي ـ آتس سا اميركبيريان)

  دومين كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران ـ ارگ بم ـ 1378

  19ـ پيشنهاد روشي براي آسيب شناسي تك دانه هاي بازار

  مجله اثر شماره 39 و 38 پائيز 84

  (مثال موردي، تيمچه سرباز (بازار قزوين))

  20ـ روند حفاظت در ايران از بدو تاسيس اداره عتيقات تا قبل از انقلاب اسلامي

  فصلنامه هفت شهر شماره 11 1382

  21ـ طرح مرمت و ساماندهي بدنه خيابان امام در بازار قزوين.

  فصلنامه هفت شهر شماره 13 و 12

  22ـ مرمت ساختمانهاي قديمي بعنوان گامي در جهت احياي شهر قديمي

  مجله بين المللي علوم مهندسي، دانشگاه علم و صنعت ايران 1382

  23ـ ضرورت كنترل كمي و كيفي تراكم در محدوده بازار سنتي شهر قزوين

  سمينار تراكم و سيماي شهري قزوين ارديبهشت 83

  24- برداشت، شيوه تحليل داده و استنتاج پيشنهادهائي در راستاي ساماندهي بازر سنتي شهر قزوين

  مجله بين المللي علوم مهندسي علم و صنعت ، ارديبهشت 86

  25- لزوم مقاوم سازي بازارهاي سنتي در مقابل زلزله و خطرات ناشي از آن

  فصلنامه هفت شهر، شماره 20 تابستان 86

  26- Bazaar of Tabriz; A Sustainable Architecture And Urban Area In International Conference 25-28 June Rotterdam 2007

  Housing and sustainable urban station in developing countries

  27- شناخت مدل سازي و تحليل رفتار لزره اي سازه هاي سنتي ايران

  اولين كنفرانس سازه و معماري ، دانشگاه تهران 1386

  28- شناخت بازار مقدمه اي بر احياء و ساماندهي آن

  مجله آبادي، 1384

  29- نگرش هاي نوين به حفاظت و مديريت بازارهاي خشتي

  كنفرانس آموزشي، 1385

  30- خصائص ساز واره برج گنبد قابوس در برابر زلزله

  اولين كنفرانس بين المللي مقاوم سازي لرزه اي، 1384

  31- بررسي نقش احياء استفاده مجدد از بناهاي تاريخي در كاهش مصرف انرژي و اثرات تغييرات اقليمي

  اولين كنفرانس بين الملي سكونتگاههاي سنتي زاگرس ، ايران – كردستان – سنندج 13-11 ارديبهشت

  32- آسيب شناسي يك بناي تاريخي

  فرهنگ و معماري شماره29- دانشگاه علم وصنعت ايران، 1386

  33- سير تحول بررسي مفاهيم جهاني منشورهاي حفاظتي آثار تاريخي در سازگاري با مفاهيم توسعه پايدار

  كنفرانس ملي دانشجو و توسعه پايدار، 1386

  34- بررسي عملكرد سامانه هاي حرارتي گرمابه هاي تاريخي ايران

  پذيرش شماره 2138/200 مورخ 30/06/87 مجله بين المللي علوم مهندسي

  35- كاربرد فن آوري نوين سازه اي در سامانه مهندسي مجدد بناهاي فرسوده

  همايش ملي مقاوم سازي ايران ، دانشگاه يزد ، 5-7 شهريور

  36- Cultural heritage , Islam and development of architectural education, International conference of Islamic arts and architecture new delhiolndia 10-12,2007

 

  37- Necessity of Cultural heritage conservation charter compiling in Islamic territories based on mohammadian instructions, International conference of Islamic arts and architecture new delhiolndia 10-12,2007

 

  38- Adaptive reuse of Islamic architectures elements towards creating new sustainable habitats, International conference of Islamic arts and architecture new delhiolndia 10-12,2007

  39- Necessity of cultural heritage conservation charter compiling in Islamic territories based on mohammadian , Islamic arts and architecture December 10-12 2007 new delh , india

 

  40- Assessing challenges in developing sustainable adaptation strategies by considering climate changes, Energy and environment III, 2007

 

  41- Assessing Sustainable Adaptation of Historical Buildings To Climate Changes of Iran , Energy and Environment Iii, 2007

  مجله بين المللي علوم مهندسي , پذيرش 2140/200 مورخ 30/06/87 42- Sustainable Architecture in The Hot, Arid and Sunny Regions of Iran,

  43- A Glance To Rehabilitation of The Ekbatan Historical Hill Journal of Asian Architecture and Building Engineering Tokyo 108-8414 Japan, پذيرش جهت چاپ در نوامبر 2008

 

  44- مرمت اكولوژيكي منظر طبيعي آبشار تارگون فارس با تأكيد بر ارزيابي اكولوژيكي منظر بستر – فصلنامه علمي ، پژوهشي علوم و تكنولوژي محيط زيست، سال 1388

  45- سير تحوّل محيط زاينده رود و تعامل آن با شهر تاريخي اصفهان ، مجلّــه صفـّه ، 1388.

  46- ضرورت نگاه به ميراث فرهنگي تاريخي در راستاي توسعۀ پايدار ، مجله طرح و نماد، 1388.

  47- روش شناسي انواع مٌدل هاي تحليلي تصميم گيري چند معياره ، مجلـّه آرمان شهر، 1388.

  48- A Historical Study of Ekbatana Hill and a Glance at its Rehabilitation Journal of Asian: Architecture and Building Engineering

  49- نقش فناوري بومي در پايداري لرزه اي ميراث معماري ايران ، دومين همايش فن آوريهاي بومي ايران

 

 

  عناوين كتب تاليف شده:

  -تاليف كتاب دوازده درس مرمت ـ وزارت مسكن و شهرسازي ـ سازمان ملي زمين و مسكن 1374

  ـ تدوين كتاب مجموعه مقالات سمينار تداوم حيات در بافت قديم شهرهاي ايران دانشگاه علم و صنعت ايران ـ دانشكده معماري و شهرسازي 1372

  ـ تاليف كتاب: معرفي تعدادي از ابنيه سنتي معماري ايران و تحليلي بر ويژگيهاي فضايي آنها

  سازمان ميراث فرهنگي و دانشگاه علم و صنعت ايران 1381

  ـ تجديد نظر بر كتاب" 12 درس مرمت" (در حال انجام)

 

  سردبيري ويژه نامه هاي مرمت

  1ـ ويژه نامه مرمت، فصلنامه هفت شهر، دفتر عمران و بهسازي وزارت مسكن و شهرسازي ـ شماره 11 بهار 1382

  1ـ ويژه نامه مرمت، فصلنامه هفت شهر، دفتر عمران و بهسازي وزارت مسكن و شهرسازي ـ شماره هاي 12و13 بهار 1383

 

  عناوين برخي طرحهاي تحقيقاتي

  1ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح احياء بافت تاريخي زنجان (محدوده بازار) ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1367

  2ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح بافت تاريخي قزوين ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1379

  3ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح بافت تاريخي نائين محمديه ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1370

  4ـ گزارش پزوهشي پيرامون طرح محور فرهنگي تاريخي كرمان ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1372

  5ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح محوطه تاريخي طبيعي بيستون ـ سازمان ميراث فرهنگي كشور، 1374

  6ـ معرفي اجمالي حريم، ضوابط و طرح ساماندهي و احياء محوطه تاريخي طبيعي و فرهنگي بيستون سازمان ميراث فرهنگي كشور، 1374

  7ـ معرفي، ضوابط و طرح ساماندهي حاشيه سرآب بيستون ـ سازمان ميراث فرهنگي 1378

  8ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح مرمت و احياي بازار قزوين ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1379

  9ـ گزارش پژوهشي پيرامون طرح مرمت و احياي خيابان امام در محدوده بلافصل بازار تاريخي قزوين ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1381

  10ـ گزارش توجيهي پژوهشي پيرامون معرفي ابنيه ويژه بازار قزوين ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1381

  11ـ روند و مباني نظري مرمت از بدو تأسيس اداره عتيقات تا قبل از انقلاب اسلامي، معاونت پژوهشي دانشگاه علم و صنعت ايران 1380

  12ـ شناخت ابنيه مسكوني در معماري گذشته ايران و تحليلي بر ويژگيهاي معماري آنها ـ معاونت پژوهشي دانشگاه علم و صنعت 1378

  13ـ شناخت ابنيه عمومي در معماري گذشته ايران و تحليلي بر ويژگيهاي معماري آنها ـ معاونت پژوهشي دانشگاه علم و صنعت 1378

  14- گزارش توجيهي پيرامون معرفي و آسيب شناسي خيابان دوره صفوي در قزوين (شهداء) سپه سابق ، شركت عمران و بهسازي قزوين، 1385

 

  مسئوليت هاي علمي و اجرائي

  1ـ مديريت گروه هنر از 17/10/67 – 8597 تاريخ ابلاغ: 25/10/67 تا آبان ماه 1372

  2ـ مديريت گروه هنر و مرمت از 23/3/73 – 544/70 تا كنون

  3ـ استاد نمونه دانشگاه علم و صنعت سال 1370 شماره 560/1 مورخ 19/2/71

  4ـ عضويت در شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي كشور مورخ 30/2/74 شماره 1643-1/1

  5ـ عضويت هيئت علمي كنگره بين المللي معماري و شهرسازي ايران 7 تا 12 اسفند 1374

  ارگ بم

  6ـ دبير سمينار تداوم حيات در بافت قديم شهرهاي ايران 23 تا 25 ارديبهشت 1368

  7ـ دبير سمينار معماري سنتي و نظام آموزش معماري كشور 7و8 آذر 1372

  8ـ عضو هيئت داوران مسابقه طراحي بافت قديم يزد (محله تل) تاريخ 20/4/75 شماره 1/29/4023

  9ـ عضو هيئت علمي سمينار محورهاي فرهنگي تاريخي اسفند 1375 ـ شيراز ارديبهشت 1376 ـ قزوين

  10ـ عضو شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي كشور از سال 1377 تا كنون شماره 7528 -1/1 تاريخ 20/8/76

  11ـ كارشناس معين در طرح هاي مرمت احياء آثار تاريخي فرهنگي استان آذربايجان شرقي از تاريخ 30/3/75 شماره 2655/1/

  12ـ پزوهشگر نمونه دانشگاه علم و صنعت ايران 1379

  13ـ عضو هيئت علمي سمينار زلزله ـ قزوين 1381

  14ـ عضو هيئت تحريريه مجله بين المللي فني مهندسي ـ دانشگاه علم و صنعت ايران حكم شماره 565/1 مورخ 21/2/82

  15ـ عضو هيئت تحريريه مجله صفه، دانشگاه شهيد بهشتي حكم شماره 1928/790 مورخ 18/3/83

  16ـ عضو هيئت تحريريه فصلنامه هفت شهر حكم شماره 104/ه/9 مورخ 25/4/81

  17ـ عضو موسس شوراي بين المللي آيكوموس (ICOMOS) ايران از 1378 تا كنون

  18ـ عضو هيئت مميزه دانشگاه علم و صنعت ايران (در سه دوره) از مهرماه 1376 تا كنون

  19ـ عضو ثابت كميته منتخب دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه علم و صنعت ايران

  حكم شماره 1178/1-م-د مورخ 13/12/81

  20- عضو كميسيون تخصصي علوم انساني و هنر و معماري حكم شماره 1166/1-م-د مورخ 13/12/81

  21ـ عضو هيئت داوران بررسي و اظهار نظر در مورد مجله علمي پژوهشي صفه حكم شماره 834/2910/3

  مورخ 29/6/82

  22ـ ناظر طرح تحقيقاتي " مقايسه تطبيقي تصميمات و مداخلات انجام شده ازديدگاه مديريت شهري در بافت هاي قديمي شهرهاي ايران و كشورهاي همسايه، كشورهاي اسلامي و اروپايي "

  حكم شماره 54734/300

  مورخ 22/9/1383

  وزارت مسكن و شهرسازي ـ معاونت شهرسازي و معماري ـ دبيرخانه شوراي شهرسازي و معماري ايران

  23- عضو شوراي سياست گذاري دوره دكتراي معماري حكم شماره 5500/70 مورخ 7/10/83

  24- عضو كميته راهبردي محوطه جهاني تخت سليمان

 

  طرح هاي اجرائي

  1ـ برداشت و طرح باغ شاهزاده ماهان « كرمان » سال 1370

  سازمان ميراث فرهنگي كشور ـ وزارت ارشاد اسلامي

  2ـ طرح تفصيلي و احياء محدوده بافت قديم بازار زنجان دفتر بهسازي و نوسازي بافتهاي قديمي، وزارت مسكن و شهرسازي

  سال 68 تا 66

  3ـ طرح تفصيلي و احياء بافت قديم نائين و محمديه دفتر بهسازي و نوسازي بافتهاي قديمي، وزارت مسكن و شهرسازي 

  سال 1369 تا 1371

  4ـ طرح محور فرهنگي ـ تاريخي كرمان سال 1370 تا 1372

  وزارت مسكن و شهرسازي (اداره كل مسكن و شهرسازي استات كرمان)

  5ـ طرح تفصيلي محله حاج چورك ـ قزوين ـ شهرداري قزوين سال 1371 تا 1372

  6ـ برداشت و مطالعه خانه آصف وزيري ـ سنندج

  سازمان ميراث فرهنگي كشور

  7ـ بررسي و نظريه هاي اصلاحي طرح تفصيلي بافت قديم يزد سال 1370

  سازمان ميراث فرهنگي، معاونت حفظ و احياء

  8ـ طرح بيمارستان هاي منجيل و آب برطام (فاز 1و2) با همكاري جامعه مشترك اروپا 1370 الي 1371

  شركت بيشارا ـ وزارت بهداشت

  9ـ طرح جامع محوطه تاريخ طبيعي بيستون آبان 1373 تا اسفند 1374

  سازمان ميراث فرهنگي كشور

  (موسسه مديريت مهندسي فضاهاي فرهنگي)

  10ـ طرح ساماندهي محدوده سرآب بيستون ـ كارفرما، سازمان ميراث فرهنگي كشور 1378

  11ـ طرح مرمت و احياي بازار قزوين ـ كارفرما: دفتر عمران و بهسازي ـ وزارت مسكن و شهرسازي 1379 الي 1381

  12- طرح مرمت و احياي خيابان سپه (شهداء) قزوين – كارفرما: دفتر عمران و بهسازي شهر قزوين 1385
تاليف جزوات درسي دانشگاهي:

  1ـ تركيب سه (نقد فضا) 1365

  2ـ آشنايي با معماري جهان (1) 1366

  3ـ شهرهاي قرون وسطي در اروپا 1365

  4ـ آشنايي با معماري جهان (معماري رمانسك و گوتيك در اروپا) 1364

  5ـ آشنايي با معماري جهان ـ شناختي از شهرهاي قرون وسطي در اروپا 1365

  6ـ مباني نظري مرمت و احياء ابنيه و بافتهاي تاريخي (جزوه شماره 1 و 2) 1367

  7ـ مباني نظري مرمت و احياء ابنيه و بافتهاي تاريخي (جزوه شماره 3) 1368

  8ـ آشنايي با معماري جهان، ايران، رم، يونان، صدر مسيحيت و بيزانس

  9ـ آشنايي با معماري جهان (1) ـ يونان ـ رم ـ بيزانس 1367

  10ـ تاثيرات معماري اسلامي در جزيره سيسيل (ايتاليا) 1364

*بر گرفته از سایت دانشگاه علم و صنعت ایران


|+|نوشته شده در پنجشنبه 27 آبان1389 ساعت 7:25 توسط حامد بهادر | 
تئوریسین های مشهور مرمت

وینکلمن (۱۷۸۶ - ۱۷۱۷)

براي اولين بار به جاي اينكه كارهاي هنري باستاني را مطابق مد روز تجزيه و تحليل كند، آنرا به صورت آنچه كه واقعاً هست مورد مطالعه قرار داد و به همين دليل شايسته است كه او را پايه‌گذار تاريخ هنر بدانيم وي ضمناً پيشنهاد مي‌‌كند كه هنر باستاني به عنوان سرمشق تلقي شود و در نتيجه جنبش نو، يعني نئوكلاسيسم را بنيان مي‌گذارد.

وي معتقد است كه تعمير آثار هنري بايد از روي مدارك كتبي و با توجه به تحقيقات تاريخي و با رعايت سلسله مراتب (Filologico) صورت پذيرد. نظريات وي هيچگاه به طور مستقيم در امر مرمت معماري دخالت نداده شد. 

ويته

وی معتقد است:
1- كار مرمت باید از نظر مخفي مانده، با كار مرمت ادغام نشود.

2- مرمت بيشتر عملي باستانشناسي است تا معماري.

3- در آثار هنري بخاطر خصوصيات مكتبي و ايدئولوژيك آنها، از قرينه‌سازي در آنها اجتناب شده، به هنگام مرمت نيز بايد از قرينه‌سازي پرهيز شود.

 

اوژن ویوله لودوک (1879- 1814)

لودو معمار فرانسوی است که به عنوان یکی از فعالترین مرمت کنندگان آثار تاریخی در جهان شناخته شده است.وی به مسائل معماری تسلط کامل داشت و با اینکه در آن زمان این مبحث کاملا به خوبی شناخته نشده بود در مورد سبک ها می گوید:"سبک ساختمان های گوتیک و بناهای قرون وسطی تابع قواعد منطقی و قابل برداشت است ودر تمامی آثار که بخاطر نیازی معین(نیاز شالوده ای-ساختمانی)زاده می شوند این قواعد مشترکا به چشم می خورد. مجموعه چنین قواعد و روالهایی سبک را به وجود می آورند."
وی بیشتر منتقد است تا معمار و با اظهار عدم اعتقاد به آکادمی هایی که به تدریس هنر کلاسیک اختصاص داشتند می گفت:"با شناخت هنرهای قدیمی باید دوره خویش را در هنر خویش اجرا و ظاهر کنیم."وی برای همه دوره های مختلف هنر احترام قائل است و می گوید:"تنها هنر روم قدیم داری ارزش نیست بلکه همه دوره ها ارزشمند و قابل احترامند."او معتقد است که هنر و فرم آن حاصل یک تفکر می باشد.بنظر او میان هنر یونان و گوتیک نزدیکی هایی وجود دارد.هر چند که در هنر یونان مقیاس انسانی وجود ندارد و در هنر گوتیک اندازه های انسانی در حد اعلی رعایت شده و همچنین هنر یونان آمیزه ای ساده و روشن و قابل فهم بوده و در مقابل هنر گوتیک ترکیب ظریف انواع هنرهای پیچیده می باشد.

وی می گوید که فضاهای معمارانه دائما به تناسب احتیاجات بشر در حال تغییر و تحول است.او به متناسب بودن اندازه ها اهمیت فوق العاده می دهد و معتقد است که اگر در آثار هنری تناسب لازم رعایت نشود دیگر آن اثر هنری نیست.بنظر او هنر رومی هنری درجه دو و هنر یونانی هنر درجه اول می باشد.
ویوله لودو در کار مرمت به "سبک شناسی"یعنی یافتن روح و خصوصیات اثر هنری معتقد است و با تلفیق این شناخت و فن کاربرد مواد و فرم در دوره خاص اثر با تجربیات شخص دست به مرمت می زند.
ویوله لودوبا این اعتقاد که فرم اثر هنری زاییده نوعی تفکر است سعی در دست یابی به تفکر خاص اثر هنری دارد و در این راه به سه اصل معتقد است:
۱- بخش هایی که بعد از ساخته شدن اثر بر آن افزوده شده اند باید برداشته شوند و بنای اصلی با رعایت وحدت و خلوص اثر حفظ و نگهداری گردد.

۲-در صورت تخریب بخشی ازبنا به هر علت و یا ناقص مانده بخشی از آن در زمان ساخت,مرمت کننده باید بنا را به صورت اصلی و آنچه می بایست باشد تکمیل نماید.

۳-در انجام هر گونه کار مرمتی مرمت کننده باید خود را در نقش سازنده اصلی تصور کرده و با توجه به سبک و امکانات فنی دوره اثر آنرا تکمیل نماید.برای اینکار تصور مدلی منطقی که نمایانگر شکل اصلی بنا در زمان ساخت می باشد کار آرایی صحیحی در امر مرمت خواهد داشت.

ویوله لودو رعایت "وحدت سبک"در ساختمان را برای ایجاد روح در آثار هنری لازم می داند و سعی می کند خصوصیات خاص دوره ای که اثر به آن تعلق دارد در کار ظاهر شود. به نظر او معمار که مجری کار است فقط می تواند جوابگوی بعضی نیازها باشد .وی مانند یک منتقد و محقق تاریخی عقایدی جدید را برای دوره خویش بیان می نماید و همچون یک معمار آنچه را که می بیند تعقیب می کند.او می گوید که یک معمار خوب قبل از هر چیز باید دارای تخصص و تسلط در فن خویش باشد.زیرا ساختن یک خانه از هر کسی ساخته است در صورتی که رعایت تناسب و استحکام و ارائه عملکرد صحیح از همه بر نمی آید.وی هنر ار مخصوص فرانسه می داند و سهم عمده را به هنر گوتیک اختصاص می دهد.

ویوله لودو در مورد بناهای یونانی می نویسد :"بنای ساختمان ها روی تخته سنگ ها صورت گرفته و عوامل اصلی سازه عبارت است از پایه سنگی و تیر افقی روی پایه و ستون. در این بناها از تاغ استفاده نمی شود تا سازه مخفی نشود.ساختمان و اسکلت هر اثری رابطه مستقیم با فرم آن دارد."
در مورد بناهای رومی معتقد است:"ساختمان ها در هر نقطه ای که نیاز بوده ساخته می شود.برای پوشش سقف از قوس تاغ و گنبد استفاده شده و نسبت به عملکرد و نیاز های مختلف نقشه ساختمان دارای قسمت های متفاوت و متغیر می باشد.فضای آزاد بین دو ستون خیلی بیش از اندازه مشابه در بناهای یونانی است .سازه و ساختمان وسیله ای برای جوابگویی به احتیاجات و ضروریات انسان هاست و فرم آن ها با پوشش و تزیینات ظاهر ساختمان شکل می گیرد."
جنبه مثبت عمل ویوله این بود که خیلی از آثار دوره گوتیک را نجات داد و حیات این بنا ها را مدیون او هستیم و از این راه حق بزرگی به تاریخ مرمت و معماری دارد. یکی از رده بنا هایی که لودو باز سازی و تکمیل کرد کلیسای نتردام پاریس است...تعدادی از مجسمه های نتر دام را او طراحی و اجرا نمود .همچنین طرح و اجرای نمای کلیسای "کلرمون فران "از اوست.قصر های "کارکاسون"و "پیرارفون"کلا به دست او باز سازی شد.

- تنها هنر مردم روم قديم داراي ارزش نيست، بلكه همة دوره‌ها ارزشمند و قابل احترامند.

وی در کار مرمت به ابعاد اقتصادی و بهداشتی توجه داشت . بنا به عقیده وی ، بنا های تاریخی باید از بناهای اطراف پاک رها شوند تا بتوان به اهمیت آنها بیشتر پی برد . او دو نظریه عمده را مطرح کرد :

الف : نظریه پویایی ماده در ساختمان : ماده بی جان برای برخورداری از روح و روان باید به صورتی به کار گرفته شود که معمار در نظر دارد .

ب: نظریه سبک و زمان : او سبک را مجموعه از قوانین و مقرراتی می داند که با توجه به تکنولوژی زمان و در زمان تعریف می شود . اصولی را که در این رابطه بیان می کند شامل موارد زیر است .

یکم : حذف بخش های اضافه شده به بنا پس از تاریخ اصلی آن

دوم : تکمیل یا احداث بنای فرسوده یا نا تمام بر پایه سبک گذشته بنا به صورت اولیه

سوم : شباهت و درک اثر .

چهارم : حفظ بنای کاملاً فرسوده و تخریبی .

 


|+|نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389 ساعت 2:32 توسط حامد بهادر | 
با مرمتگران_قسمت دوم

محمد منصور فلامكي

خلاصه : دكتر محمد منصور فلامكي متولد سال 1313 در مشهد است.وي فارغ التحصيل با درجه دكترا در دانشگاه ونيز به سال 1341، متخصص در شهرسازي فني (ميلان 1347) و تخصص در مرمت بناها و شهرهاي تاريخي (رم 1348) مي باشد. نامبرده ازسال 1348 تا 1354 دانشيار دانشگاه تهران و از سال 1354 به عنوان استاد در دانشگاه مذكور بوده است.
گروه : هنر
رشته : معماري و شهر سازي
گرايش : شهرسازي فني
تحصيلات رسمي و حرفه اي : سوابق تحصيلي محمد منصور فلامكي : اخذ مدرك دكتراي معماري از دانشكده معماري ونيز 1341 اخذ مدرك فني شهرسازي از دانشگاه ميلان 1347 اخذ مدرك مرمت بناها و شهرهاي تاريخي از دانشگاه رم 1348
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : عناوين و سِمَت ها دكتر محمد منصور فلامكي به قرار زير است: موسس و مدير موسسه علمي فرهنگي فضا 1362 مديرعامل موسسه علمي و فرهنگي فضا از 1362 عضو اينتا (انجمن بين المللي نوشهرها) از 1363 مدرس دانشكده هاي معماري آزاد اسلامي تهران، كرمان، تبريز و دانشكده هنر دانشگاه كرمان از 1372 عضو هيات امناء‌ انجمن مفاخر معماري ايران آسيستان آموزشي دانشكده معماري ونيز 1348-1341 مدرس انستيتو فني تكنيكوم نفيسي 1359-1345 مدرس با عنوان دانشيار 1348 و استاد 1354، دانشكده هنرهاي زيبا مدير برگزاري اولين سمينار مرمت شهري در ايران، دانشكده هنرهاي زيبا 1350 موسس و مدرس رشته هاي مرمت معماري و مرمت شهري، دانشگاه فارابي اصفهان 1355-1358 مدرس رشته شهرسازي، دانشگاه الزهرا (فرح پهلوي) 1357-1356 مدير گروه آموزشي معماري دانشكده هنرهاي زيبا 1350-1349 عضو هيات مميزه دانشگاه تهران 1358-1355 عضو كميته علمي ايكوموس ايران 1358-1350 عضو شوراي تخصصي شهرداري تهران به مدت 5 سال مشاور عالي معماري بانك مركزي ايران به مدت 7 سال عضو كميسيون طراحي و معماري، شهرسازي و محيط زيست – شهرداري تهران به مدت 5 سال دانشيار دانشگاه تهران از 1348 تا 1354 استاد دانشگاه تهران از سال 1354
مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : تأسيس درس مرمت معماري و مرمت شهري در دانشگاه تهران 1349 موسس و مدرس رشته هاي مرمت معماري و مرمت شهري، دانشگاه فارابي اصفهان 1355-1358 موسس درس مرمت بناها و شهرهاي تاريخي موسس و مدير موسسه علمي فرهنگي فضا 1362
چگونگي عرضه آثار : *تأليف پنج كتاب در زمينه هاي مرمت ، معماري و شهرسازي *– طرح و نظارت اجراي مرمت قره كليسا (1356 – 1349) – طرح مرمت شهري بافت تاريخي شيراز – طرح مرمتي براي موزه مقدم (تهران) – طرح نوسازي محله جواديه (تهران) طرح باز زنده سازي محوطه بين الحرمين شيراز (1379) و چندين طرح معماري و شهرسازي براي كرمان *مشاركت فعال در كنگره ها و همايش هاي و ملي بين المللي * چاپ و نشر بيش از يك صد مقاله مدير مؤسسه علمي و فرهنگي فضا

--------------------------------------------------------------------------------
آثار :
    1  باز زنده سازي بناها و شهرهاي تاريخي
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ - 18 آبان، 1384 - 1354 (چاپ نخست)
2  پابلو پيكاسو
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 1383
3  تحرك اجتماعي در شهرهاي اقماري ونيز- پادوا – ترويزو از 1861 تا 1961
      ويژگي اثر : چاپ دانشگاه ونيز
4  تكنولوژي مرمت معماري
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي، مينا لطفي (ويراستار) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 05 اسفند، 1387
5  حريم گذاري بر ثروت هاي فرهنگي ايران
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 14 آبان، 1384
6  ريشه ها و گرايش هاي نظري معماري
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 07 اسفند، 1387
7  زيستگاه اشتراكي آرماني در برنامه ريزي شهري
      ويژگي اثر : پديدآورنده: تامس اندرو راينر، محمدمنصور فلامكي (مترجم)، نوين تولايي (مترجم) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 1382
8  سيري در تجارب مرمت شهري "از ونيز تا شيراز"
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا - 28 دي، 1384
9  شكل گيري معماري در تجارب ايران و غرب
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي، مينا لطفي (ويراستار) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 15 آذر، 1385
10  فارابي و سير شهروندي در ايران
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي، مينا لطفي (ويراستار) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 01 خرداد، 1385
11  مجموعه مقالات اولين سمينار مرمت بناها و شهرهاي تاريخي: وجود و آينده مراكز مسكوني تاريخي
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي (به اهتمام) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 06 شهريور، 1386
12  منشور آتن
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 1382
13  نوسازي و بهسازي شهري
      ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت) - 02 خرداد، 1386


|+|نوشته شده در یکشنبه 13 تیر1389 ساعت 6:32 توسط حامد بهادر | 
باغ ایرانی_بخش دوم
 

باغ ايراني بيشتر حاكي از نياز هاي روحي انسان است. از زمان‌هاي قديم بخش اساسي از زندگي ايران و معماري آن بوده و در موجوديت آتشكده‌هاي بزرگ و تقويت نمادين آنها، سهم داشته است. از زمان سومريان، باغ، معبد و قصر سلطنتي را احاطه ميكرد. بي‌شك باغ در چنين اقليم خشكي همه چيز از آسايش و زيبايي داشت تا عرضه كند. ولي هنگاميكه مبارزه به خاطر زنده ماندن بيش از لذت شخصي اهميت داشت. اين يك موضوع فرعي بود. از آنجا كه همه چيز را از مشيت خداوند مي‌دانستند. ايرانيها از قديم الايام به ساختن باغ و باغچه در حياطها و دور و بر خانه ها علا قه ي خاصي داشتند.شايد خاطره ي ميهن اصلي و خاستگاه قوم آريا منشأ اين علاقه بوده است. آنها باغچه هايي را كه در اطراف بنا مي ساختند « په اره دئسه» مي ناميدند.فرامانروايان شهر هاي داخل ايران،يا شهرهاي قلمرو شاهنشاهي ايران در خارج،همه ملزم به ساختن چنين باغچه هايي بوده اند. مثلاُ يكي از اين په اره دئسه ها يا پرديس ها در تخت جمشيد بود كه خشايار شاه در هنگام بر شمردن نام بناهايي كه ساخته ، از آن ياد كرده است.(باغ ايراني،محمد كريم پير نيا)

       چهار قرن و نيم پيش از ميلاد، در ليسريا باغي زيبا و بزرگ وجود داشته است كه بنام پاراديس معروف بوده است. باغ‌هاي معلق بابل نيز كه بوسيله بخت‌النصر بخاطر همسر ايراني وي، دختر فرمانرواي ماد، احداث شده‌اند بر طبق همان اصول طرح پاراديس ايجاد گرديده، به طوريكه از نظمي خاص و الگويي مناسب برخوردار و تا زمان اسكندر هم برجاي مانده بوده‌اند.

       ساخت باغ در كشور ما سابقه اي طولاني داشته و در تمام دورانها به خصوص دوره اسلامي مورد توجه بوده است.باغ ها چند عملكرد داشته اند و در بعضي دورانها باغ هاي عمومي براي گردش و تفريح اهالي ساخته مي شده است.در كتاب پژوهشي در شناخت باغهاي ايران و باغ هاي تاريخي شيراز آمده است:(آيين و كيش قديم ايرانيان به كشاورزي و باغ سازي اهميت خاصي داده،آن را ستايش نموده است چنانكه در ونديداد،فر گرد سوم_فقره ي 33 ميخوانيم كه زر تشت به اهورا مزدا مي گويد:اي آفريننده ي جهان مادي،اي يگانه ي پاك،چهارمين كسي كه زمينه را به منتهي درجه وجد آورد كيست؟اهورا مزدا پاسخ مي دهد، آن كس كه بيشترين مقدار گندم كشت كند و بيشترين سبزيها بكارد و بيشترين درختها بنشاند،كسي كه زمين خشك را آب دهد وزمين  خيس (باتلاق) را بخشكاند وزير كشت ببرد.(آشنايي با معماري اسلامي،محمد كريم پير نيا).

       كوروش كبير در سارد، باغ بزرگي ساخته و به دست خود در آن درخت كاشته شد. گزنفون yenophon در كتاب خود به نام (اكونوميگوس) نقل كرده است كه كوروش شخصاًُ ليزاندر را به تماشاي باغ خود در سارد برده است كه: ليزاندر از مشاهدة زيبايي درخت‌ها، نظم و دقت فواصل آنها و مستقيم بودن رديف‌ها و زاويه‌ها و روايح معطر و متعددي كه هنگام گردش به مشام آن دو مي رسيده، تحسين و تمجيد مي‌كند. باغ‌هاي هخامنشي داراي طرح‌هاي مستطيل دقيق با خيابان‌ها و درختان متقاطع بود. سنگ نگاره‌هاي به جا مانده از دوران هخامنشي با درختان راست قامت، به خوبي اهميت باغ در ميان ايرانيان و نيز نظم هندسي موجود در باغ‌هاي ايراني را نشان مي‌دهند.

       در كتاب فارسنامه ابن‌بلخي كه بين سالهاي پانصد تا پانصد و ده هجري تأليف شده است، سلسله‌هاي پيش از اسلام را بنا به روايت قديم به چهار سلسله بنام پيشواديان، كيانيان، اشكانيان و ساسانيان بر شمرده است، مؤلف اين كتاب، (منوچهر پسر ميشخوريار) را كه هفتمين پادشاه پيشدادي است نخستين كسي مي‌داند كه در جهان به احداث باغ و بستان پرداخته و مي‌نويسد: (آثار او آنست كه اول كسي كه باغ ساخت او بود و رياحين گوناگون كي بر كوهسارها و دشت‌ها رسته بود جمع كرد و بكشت و فرمود تا چهار ديوار گرد آن در كشيدند و آنرا بوستان نام كرده يعني معدن بديها).

       باغ در عصر شاهنشاهي ساسانيان نيز بر پايه اصول گذشته شكل مي‌گيرد: تركيب هندسي منظم، ميان اسة اصلي، خيابان‌هاي عمود برهم و كرت‌هاي راست گوشه، باغ‌ها بسيار وسيع بودند و با دقت طراحي و مراقبت مي‌شدند: گاه نزديك به ٢٥ كيلومتر مربع مساحت داشتند. باغي كه توسط خسروپرويز پس از هفت سال كار ايجاد شد، اصلاحي جسورانه و زيبا در محيط بود.

 


|+|نوشته شده در پنجشنبه 6 خرداد1389 ساعت 6:46 توسط حامد بهادر | 
آخرین نوشته ها
پايداري کالبد شهر اصفهان
مفهوم منظر فرهنگی
فعالیت مجدد وبلاگ مرمت
حذف انجمن علمی مرمت!!!!
معماری ارگانیک

با مرمتگران_قسمت سوم
تئوریسین های مشهور مرمت
با مرمتگران_قسمت دوم
باغ ایرانی_بخش دوم
آرشيو وبلاگ
بهمن 1390
آذر 1390
آذر 1389
آبان 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
مرداد 1388
مهر 1387
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
 فال حافظ - تبادل لینک - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ