تبليغاتX
وبلاگ مرمت
وبلاگ مرمت

 

  مروری بر تاریخ شهر تهران، نحوه و شکل گیری بازار

به صورت باغی پهناور و سرسبز و با کوچه باغ های کم پیچ و خم – در اوایل قرن 3 ، ام اللبار بوده است.

بعد از حملۀ مغول ویرانی شهر ری (617 هـ ق ) / در اواخر دورۀ ایلخانی قرن 8 هـ ق  تهران قریه مهمی بوده. و مثل ورامین که مرکز توفان ری محسوب می شده، تهران نیز مرکز اداری یکی از 4 بخش ری (غار) به شمار می آمد. نقشه ی شماره ی ۱ .

مرز شهر تهران عصر تیموریان در قرن 9 را می توان از روی آثار باقی مانده از محل مجتمع تیموری و دیگر بقایا بدین ترتیب مشخص کرد. امامزاده ها و قبرستان ها اصولاً در کنار مرزهای آبادی هایی بوده است. بنابراین مرز شمالی شرقی در محل امامزاده یحیی و محله چاله میدان کنونی مرز شمال غربی با حدود (محل کنونی کاخ گلستان و مرز جنوب شرقی در نزدیکی محل کنونی بقعه سید اسماعیل (886 هـ ق) تعیین شده است.

 

توده های کوچک تجاری در کنار هم بازار را تشکیل می داده که در همان محل کنونی بازار قرار داشته و این بازار همه خیابان های تجاری (احتمالاً 12 خیابان) که در 12 محله تهران قرار داشته، مهم تر محسوب می شده است.

در اینجا به شناخت ویژگی های فضایی متفاوت بازار تهران می پردازیم و هر یک از این ویژگی ها را در مقاطع تاریخی تأثیرگذار بر شهر تهران که از دوران صفویه آغاز می شود، بررسی می کنیم:

بعد از دوران صفویه، تغییرات اساسی با شروع سلسلۀ قاجار انتخاب تهران به عنوان پایتخت کشور شکل می گیرد. در این دوره تحول و تکامل بازار، را تا آخرین مرحله از توسعه هماهنگ آن قبل از احداث خیابان های کافی بازار ، می توان در 2 مرحله بیان نمود:

(1)  مرحله پیدایش بازار و ریشه خود در روی آن: همگام با تحولات صنایع بومی با دورۀ ناصرالدین شاه .

(2) آغاز شرایط نوین بازار در رابطه با کالاهای وارداتی زب و با توجه به قابلیت های مکانی محدوده بازار.

بنابراین دوران قاجار را به 2 دوره، اوائل قاجار یعنی با سلطنت ناصرالدین شاه و اواخر قاجار یعنی بعد از سلطنت وی تقسیم می کند.

پس از آن دوران حکومت رضاشاه یعنی پهلوی اول است که شیوۀ جدید حاکمیت آغاز مدرنیسم و پیشرفت صنعتی و تحول وسائل نقلیه، تغییرات مقطعی را بر تکیه، بازار وارد می کند.

دوران حکومت محمدرضاشاه ، نیز تحول ویژگی های اجتماعی و فرهنگی و شیوۀ زندگی و تأثیر آن بر اقتصاد بازار که نمود اساسی آن بوده است  به طور جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد.

چهار بازار معروف تهران در دورۀ صفویه، از بازار لیافی، بازار کرمی دوزی ، بازار سولجی و بازار لعل چی گری. این 4 بازار در جنوب شرقی چهارسوق بزرگ واقع بوده و به 4 سوری گمایی در فاصلۀ 100 قدمی چهارسوق بزرگ می رسیده است. ضمن آنکه 4 میدان مال فروشی، بارفروشی ، کاه فروشی و اسب فروشی در اطراف دروازه حضرت عبدالعظیم از قدیم ترین نواحی تهران محسوب می شده.

             سیر تحول شهرری بعد از ظهور اسلام تا حال حاضر

                                   

۱-سیر تحول شهرری بعد از ظهور اسلام تا حال حاضر

 


ادامه مطلب

لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
 

  بازارها

بازار ایران با ویژگیهای خود همیشه زبانزد جهانیان بوده و نام آن در زبان تمامی هنردوستان جهان جاری است. پرهیز ایرانی از دروغ و ریا و بویژه رباخواری، بازرگان و سوداگر ایرانی را از سودجوئی از پیشه خود بازمی داشت. شاید به همین دلیل ایرانیان چنان توجهی به سوداگری نداشته و طبقه سوداگر و بازرگان در اجتماع ایران باستان فروتر از طبقات دیگر بوده اند.

پدید آمدن رسته و گردآوری کالاهای مشابه در دکانهای نزدیک به هم و در یک بازار یا تیمچه و سرا معلول همین نظام خاص پیشه وری و سوداگری ایرانی است که بر خلاف نقاط دیگر جهان به خریدار فرصت می دهد تا خواسته و کالای مورد نظر خود را به ارزانترین بها و به نحو دلخواه بی‌عیب و متناسب با اقتصاد خانواده خود تهیه کند. صداقت و درستکاری پیشه وران ایرانی را وا ‌می‌داشت که در یک رسته و نزدیک به هم دکان بگیرند و همه صنف و دسته ای، رسته و بازار خاص را برای عرضه کالای مشابه خود برگزیدند و خرید را آزاد بگذارند تا مردم بتوانند با دیدن نمونه های کالاآنچه را که می خواهند خریداری کنند.

بازار ایران به این ترتیب و با این نظام پای گرفت و در کنار همه مجموعه ها، جاده های شهری و روستایی، نردیک میدان و بنگاهها که دارای گرمابه و سرای خانه مردم بود قرار گرفت و مانند رشته های گرانبهای شهری این مکانها و مجموعه ها را به همدیگر متصل کرد و بافت.

اصل کلمه بازار خیلی قدیمی است. بازار محل اجتماع – محل داد و ستد- کانون شورشها و اعتصابها- سیاستمداریها – محل پخش اطلاعات، مراوده و آشنایی و گاه نقش مکان امنیتی را نیز ایفا می‌کرد. پس بازار در اصل یک مکان فیزیکی با بناهای بزرگ و دکانهای زیبا نبوده و می توانست غیرمادی و فیزیکی و فقط به جهت ایجاد اهداف ذکر شده ایجاد شده باشد. همانطور که در بعضی از شهرها و روستاها بازار در یکجا ثابت نبوده و محلهای خاص را در روزهای خاص به خود اختصاص می داد.

بازار تنها مکانی است که شامل تمام ویژگیهای ذکر شده می باشد و همچنین یک عنصر معماری بی نظیر نیز به حساب می آید. در شهرها بازارچه نیاز محله را برطرف می کرده است. بازار در مرکز شهر بوده و همه چیز در آن یافت می شده ولی بازارچه دکانهایی مربوط به خرید محل داشته است و برای  خرید و فروش کالاهای اصلی به بازار بزرگ می رفته اند.

بیشتر بازارها در شهرهای قدیمی ایران بیرون از دروازه کاروان رو بوده، به داخل شهر امتداد می یافته و گاهی تا بیرون شهر رفته است. بیشتر بازارها در بیرون شهر قرار داشتند.

در دوره اسلامی بازار در کنار خط بافت اصلی

یعنی کنار خیابان شکل می گیرد.

بازار سرپوشیده چه در شهرهای سرد و چه گرم در هر اقلیمی هنوز هم مناسب ترین محل برای خرید می باشد. در روستاها و شهرهای کوچک در هر کوی و برزنی میدانگاهی یا بنگاهی وجود داشت که همه کوچه های آبادی به آن متصل می شد و در کنار میدان یک گرمابه – خانقاه- مسجد و یک بازارچه می ساختند و بعدها اغلب میدانچه ها به حسینیه ای تبدیل شد که تکیه ای در کنار آن وجود داشت.

در شهرهای بزرگ میدان شاه یا میدان مرکزی شهر، جای بنگاه روستاها و شهرهای کوچک قرار می گرفت. و در پیرامون میدان اغلب بازارهای بزرگ و معتبر ساخته می شد. بازار ، سه یا چهار طرف میدان دور می زد و بوسیلۀ رواقها و یا ایوانی با میدان مربوط می شد و گاهی در محل تقاطع آن چهار سویی احداث می شود که خود محل ارتباطی چهار بازار یا قیصریه بود.

از نمونه‌های زیبای میدان- میدان نقش جهان اصفهان- میدان گنجعلی‌خان کرمان- میدان خان یزد و ..... می توان یاد کرد.

بازارهای بزرگ هریک بنام کالای ویژه‌ای که در آن عرضه می‌شده یا صنعتگرانی که در آن کار می‌کردند معروف بود.

* مانند بازار آهنگران- بازار مسگران- بازار قندریزان و ..... بازارهای منشعب از چهارسوق‌ها و بازارچه‌های سطح شهر اختصاص به خرید و فروش خواربار و میدانچه‌ها و خرید سبزی و تره‌بار اختصاص داشت.

انشعابات بازار دلایل مختلفی داشت. بعضی بازارها مثل گنجعلی خان کرمان- بازار اصفهان- بازار وکیل شیراز با طرح اصلی ساخته شده اند. همینطور اغلب قیصریه ها. اما بازاری مثل بازار تهران بتدریج ساخته شده است. همانطور که گفته شد دروازه های مختلف بر حسب اهمیت آنها و کاروان رو بودن آنها و همین طور وابستگی اقتصادی به بیرون یکی از این دروازه ها در شکل دهی بازار سهم مهمی داشته اند، به طور مثال جلگه شهریار با دروازه رباط کریم و شمیران با دروازه شمیران.

بازارها 2 نوع عنصر تشکیل دهنده دارند: 1. معنوی ؛ 2. مادی

عناصر معنوی بازار: 1. صدار بازار (موسیقی بازار) 2. نور و رنگ بازار ؛ 3. بوی بازار (عطر بازار)

یک راسته بازار صدای مخصوص خود را دارد. مثلاً بازار مسگرها با صدای چکش بر روی ورقه های مسی دارای جلوه خاص خود می باشد. این هارمونی صداها باعث می شود یک آهنگ خاصی ایجادشود که نشان دهنده بازار مسگری است. فضای خالی و سبز مثل تیمچه ها و میدانها در بازار نیز با صدار پرندگان و صدای وزش باد در میان درختان مشخص می شود. صدای دوره گردی که در بازار می گذرد و صدایی دیگر، تمامی این صداها با هم صدای بازار را تشکیل می دهند.

نوردهی در مکانهای مختلف بازار نیز متفاوت بود. در بعضی قسمتها بازار سرپوشیده نبود ولی در بعضی قسمتها سرپوشیده بود و کلاًّ نوردهی در بازار نیز نشان دهنده نوع راسته به شمار می آمد.

بوی بازار هم مشخصه خاصی از بازار به شمار می آید. هر راسته بسته به نوع کالای ارائه شده در آن بوی خاصی می دهد.

و مورد:

عناصر مادی بازار: 1. راسته ؛ 2. رسته ؛ 3. دالان، 4. سرا یا خان (تجارت خانه) 

5.خانباز (کالنبار)  6. تیم یا تیمچه7. قیصریه (میصرا)؛ 8. چهارسو-چهارسوق

1. راسته:راسته‌ها مسیرهای اصلی بازارها هستند که یا موازی هم(مثل‌تهران) و‌ یا متقاطع بوده‌اند.

وقتی دو راسته اصلی همدیگر را قطع می کردند چهار سو یا چهارسوق بوجود می آمد و معمولاً سر آن را پخ می کردند. راسته های معروف عبارتند از : راسته های بازار کرمان- راسته بازار شیراز- تبریز – یزد و ....

2. رسته: به معنی صنف است و در بخشهای مختلف راسته اصلی قرار می گرفته، مثل رسته گیوه فروشها .... این عنصر محیطی آزاد برای خریداری بوده که با مراجعه به رسته مخصوص، جنس خوب را خریداری کند.

* دلایل اقتصادی ایجاد رسته :  4دلیل:

1. آزاد گذاشتن خریدار برای پیدا کردن جنس بهتر؛

2. آزاد گذاشتن خریدار برای ارزانتر خرید کردن؛

3. پائین آمدن بهای کالاها، بخاطر پائین آمدن هزینه حمل و نقل به دکان ؛

4. راحتی مشتری برای پیدا کردن جنس.

*رسته ها معمولاً روب روی هم نبودند و سعی می شد تا برای بوجود نیامدن شلوغی به صورت چهارراه ساخته نشود.

3. دالان: فرق دالان با رسته در این است که در دالان در کنار جنسهای مشابه به جنسهای مختلف دیگری هم داشت از جمله پخش جنسهای مختلف تهران. سه دالان ملک در تهران از دالانهای مشهور هستند.

4. سرا یا خان:  همان تجارت خانه بوده است. نمونه جنس از آنجا تحویل گرفته شده و در جاهای مختلف پخش می شده از سراهای بزرگ و مشهور سرای گنجعلی خان کرمان و سرای وزیر قزوین را می توان نام برد.

5. خانبار یا کالنبار: محل انبار و کار روی جنس بود. جنس که به وسیله چهارپایان حمل می شده نمی بایست وارد بازار شود. (حتی بوسیله چرخ و گاری) لذا اجناس از راهی موازی بازار بنام پس کوچه یا پشت کوچه در خانبارها خالی می شده. خانبارها محوطه بزرگی در پشت سراها بودند و در آنجا چند کارگاه دستی کوچک و انبار قرار داشته است. مثل کارگاه بسته بندی و یا اینکه عناصر مختلف یک جنس مثل گیوه که شامل رویه گیوه و تخت گیوه می شد؛ در آنجا جمع می شد و روی آن کار میشد و سپس بهسرا برده می شد.

6. تیم یا تیمچه: در واقع مرکز چند تجارتخانه مشابه بوده و به معنی چیز گرد و جمع و جور و وسیع می باشد. از تیمهای زیبای ایران تیمچه بزرگ قم- تیمچه امینی کاشان- تیمچه حاجب الدوله تهران را می شود نام برد.

7. قیصریه قیصرا: به معنی سرای دراز است و محلی برای کار صنعتگران- پیشه وران ظریف کار- مانند زرگرها- گوهریان و سوزن دوزان- قیصریه بعلت اینکه کالاهای ظریف و گران در آنجا مبادله می شده، در داشته و خلوت آن اجازه میداده که کارهای هنر در آن انجام گیرد. وجود در به 2 علت بود؛ 1. امنیت ؛  2. خلوت و آرامش.

قیصریه های بزرگ ابراهیم خان در کرمان – خان یزد- وکیل شیراز از قیصریه های معروف به شمار می روند.

8. دکان : دکانها متناسب با کالاهایی که عرضه می شد شکل و ابعاد خاصی داشته است. مثلاً دکانهای نانوایی علاوه بر پاچال (در مقایسه با فروشگاههای مجاور بازار) انبارها، کارگاههایی نیز داشته اند. بعضی از دکانها 2 اشکوبه بوده مانند داروگر و از بالاخانه آن برای جور کردن کالاها یا ساختن دارو و تنظیم حساب و دفتر استفاده می‌شده است.

9. چهارسو، چهارسوق: مکانی که وقتی 2 راسته بازار همدیگر را قطع می‌کنند چهار سو یا چهار سوق نامیده می‌شود. در چهار سوق مکانی برای داروغه بنام تخت داروغه یا تخت میرشب که انتظامات بازار را حفظ می‌کرده‌است. چهارسوق های معروف عبارتنداز: چهارسوق لار- چهارسوق شیراز- چهارسوق اصفهان.

برگرفته از کتاب آشنائی با معماری اسلامی ایران-تالیف استاد محمد کریم پیرنیا- تدوین غلامحسین معماریان 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
 

ضرورت مرمت

       مرمت فعاليتي است كه ضرورت آن در كل زندگي انسان احساس مي شود به بيان ديگر مرمت ضرورتي زيستي، نه ضرورتي عملكردي است. تغيير، رشد و ترميم در محيط زيست آدمي و هر گونه جانداري مشاهده مي شود. به همان ترتيب كه تغيير و تحول پذيرفته و يكي از راز و رمزهاي حيات تلقي مي شود و يكي از شالوده هاي حيات به شمار مي آيد. تمام موجودات زنده از ابزارهاي زندگي به حساب مي آيند، مرمت هم يكي از اين ابزارهاست.

ترميم هاي دروني و بيروني در محيط زنده صورت مي گيرد. با اين تعبير، مرمت يكي از پايه هاي مستحكم است كه مي توان به آن تكيه كرد. اگر بخواهيم روي بخش هايي از آن تمركز يابيم مي توان به مرمت ساختمان ها و اشياء و يا به ترميم محيط يا ساير مواردي بپردازيم كه به نوعي در حوزه مرمت قابل بررسي اند، طبعاً هر كدام از اين ها بنيه فرهنگي و ابزار خاص خود را مي طلبد.

وقتي آدمي چيزي مي سازد، تنها به رفع نيازهاي معمول و روزمره خود بسنده نمي‌كند بلكه فراسوي اين روند نيازهاي رفتاري و حياتي ويژه اي دارد و طرح وي بازتاب اين نياز رفتاري است، اين طرح ها متنوع اند و بر پايه انتخاب و اختيار استوار، و در جوامع مختلف انساني هم گوناگون و متنوع است. بنابراين، هر فعاليت و هر اقدام توليدي كه انسان به آن دست مي زند از ويژگي رفتاري خاصي برخوردار است و پيام هايي از طريق دست ساخته هاي او گسيل مي شود و تفاوت و تنوع در سياره ها از همين جا ناشي مي شود. انسان مختار است و انتخاب مي كند. الگوي رفتاري وي متنوع است كه گاه در محيط منعكس مي شود، و اين مبناي تفاوت هاي محيطي و جغرافيايي قرار مي گيرد. اما آدمي چون هر موجود زنده ديگر با حفظ محيط خود پيام مبادله مي كند و اين تبادل اطلاعاتي رمز حيات و رمز تعادل حياتي اوست. اگر اين تبادل صورت نگيرد، تعادل حيات از دست مي رود و آدمي ديگر قادر به ادامه زندگي نيست.


ادامه مطلب
لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

به نام ایزد یکتا

 

با سلام به تمامی دوستان مرمتی و غیر مرمتی

 

تاخیرمان خیلی زیاد شد...البته دلایلش قابل توجیه است .

به دلیل اینکه تغییراتی اساسی در نفرات انجمن رخ داد و نبود هماهنگی بین دوستان در رابطه با وبلاگ ،نتوانستیم به موقع این صفحه را بروز کنیم .

البته ادامه ی کار این وبلاگ نیازمند همکاری بیش از پیش شما عزیزان

است.از همگان انتظار داریم که نوشته ها و مقالات خود را چه به صورت فایل و تایپ شده و چه به صورت دست نوشت به دست ما برسانند.نشانی  email ما: maremmat.iauh@yahoo.com

 

اسامی اعضای منتخب در انجمن علمی مرمت (بر اساس اعلامیه شماره ی 4) به شرح زیر است:

 

 

  • آقای بابک یاریاب       ،   به اتفاق آرا ،  ریاست انجمن
  • آقای محمدعلی پاس     ،   به اتفاق آرا ،  دبیر
  • خانم پوراندخت ارزانی ،  8  رای        ،  بازرس
  • خانم راضیه میرزایی   ،   6رای          ،  معاون دبیر
  • آقای وحید سلگی         ،   به اتفاق آرا ،  حسابدار(1)
  • آقای کیوان برومند      ،    به اتفاق آرا ،  حسابدار (2)
  • آقای مهدی قادری       ،   به اتفاق آرا  ،  مسئول بایگانی
  • آقای جواد حق شناس   ،   7 رای        ،  مسئول روابط عمومی
  • آقای توماج میرابیان       ، 9 رای           ،  مسئول روابط عمومی (2)
  • خانم مهوین معمارپور ،   به اتفاق آرا   ،  منشی جلسه
  • آقای امین قوی دل      ،   به اتفاق آرا   ،  خزانه دار
  • آقای سید محمد مرسلی ،   به اتفاق آرا   ،  دبیرخانه

 

با تغییر اعضای تحریریه وبلاگ و نبود قوانینی کامل برای کار در این رابطه ،در اولین فرصت به همراه دوستان انجمن و تمامی علاقه مندان به این وبلاگ به انتخاب اعضای تحریریه و تدوین یک سری قوانین برای نظم دهی به کار این صفحه خواهیم پرداخت.

قوانینی که در نظر داریم در رابطه با نحوه ی کار و تعریف نظمی جدید است که مسائلی چون انتخاب تحریریه ی جدید و شرایط و ضوابط نویسندگی و تعیین یک روز مشخص برای به روز رسانی و رساندن مطالب به وبلاگ و... است .

از شما خواهشمندیم  که ایده های خود را در بخش نظر ثبت کنید که بسیار راهگشا خواهند بود و با نظرات خود بر کار وبلاگ نظارت کنید.

                                                                    با تشکر

                                                                   آناهیتا ورزندی

 

 

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |